jump to navigation

دلیل علمی کندی حافظه 8 مه 2014

Posted by محمد in روزنوشت.
1 comment so far

تو خط پایانی مسافرت با همسر گرانقدر رو صندلی‌های فرودگاه نشسته بودیم و احتمالن داشتیم به این فکر می‌کردیم که چقدر خوشگذشت و حیف شد که تموم شد.

یه خانوم حدود 50 ساله اومد رو صندلی کناری من نشست و گوشیش رو به من نشون داد که نصفه تایپ کرده بود که کی به تهران می‌رسه، ازم پرسید تا تهران چند ساعت پروازه، گفتم نمی‌دونم، دو ساعت شاید کمتر یا بیشتر. بعدش شروع کرد به داستان تعریف کردن که چون طب سنتی می‌خونه، فقط چند چمدون داروی گیاهی همراهش هست و کلی برای تحویل دادنشون به هواپیمایی زحمت کشیده؛ منم که حوصله حرف زدن با غریبه‌ها را ندارم، با “ها، اوهوم و هه” جوابش رو دادم و بعد بلند شدم رفتم دوری تو سالن بزنم.

وقتی برگشتم دیدم به همسر گرانقدر گفته که تو بیا صندلی کناری من بشین تا هم تو راحت باشی و هم شوهرت! تازه از لحاظ علمی ثابت شده که اگز یک مرد بین دو تا زن بشینه، یک سری امواجی از این زنها بهش منتقل می‌شه که باعث از بین رفتن حافظه و کند ذهنی می‌شه!

با شنیدن این حرف اینقدر درهای جدیدی از علم بر رویم گشوده شد که شیون کنان توی سالن دور افتخار زدم

Technotouch.ir

آجرپاره هفت ساله 27 مارس 2014

Posted by محمد in روزنوشت.
add a comment

بله در سال نود و دو این وبلاگ کم کار تر از گذشته شد، سال 91ده پست و سال 92 چاهار پست

احتمالا طبیعی باشد که هرقدر وبلاگ و جریانات مجازی کمرنگ‌تر شود، یعنی تکاپو در دنیای خارج از وب بیشتر شده باشد. سال قبل سال تغییر بود، تغییرات بزرگ که هر کدامشان به تنهایی می‌تونه بزرک حساب بشه، تغییر محل زندگی از شهری که دوستش داشتم، تغییر شغلی که دوستش داشتم و تغییر فاز زندگی از تجرد به تاهل

به هر حال در این مدت مطلب نوشتنی زیاد بود، یا حالش نبود یا مجالش، امیدوارم بیشتر حوصله کنم و سال دیگه آمار افزایش داشته باشه

9 +1 دلیل برای خریدن و خوردن نوشابه های گازدار 11 فوریه 2014

Posted by محمد in عمومی.
Tags:
2 comments

نوشابه یکی از بهترین اختراعات بشر در طول ادوار بوده که میزان فروش بسیار بالای آن مبین این موضوع است. نوشابه ها در طعم ها و رنگها و مارکهای مختلفی به بازار ارائه می‌شوند که یکی از یکی بهتر و گوراتر.

nooshabeh

متاسفانه اخیرا در فضای مجازی مطالبی در مخالفت با مصرف نوشابه منتشر شده است که توسط گروه‌های به اصطلاح سالمزی و تحت عنوانهایی همچون ارگانیک خواران مقیم مرکز، انجمن وجترین های روشنفکر و… در محیطهای منحرف مجازی به فعالیت می‌پردازند. اما دلایل منطقی بسیاری وجود دارد که مصرف نوشابه را برای انسان مفید می‌داند:

1- نوشابه در دنیا بسیار پر مصرف است، پس خوب است

2- نوشابه برخلاف آب که از عدم طعم و بو رنج می‌برد، دارای طعمها و رایحه های متنوعی است.

3- حتی بهترین آبهای دنیا هم آروق‌زا نیستند، همانطور که می‌دانید آروق بهترین سیستم تهویه دستگاه گوارشی می‌باشد.

4- همراه ساندویچ و انواع فست فودها، فقط نوشابه می‌چسبد.

5- نوشابه تنها نوشیدنی‌ای است که میزان آب آن با میزان آب موجود در خون برابری می‌کند و این به سلامتی و طول عمر انسان کمک می‌کند.

6- نوشابه بر اساس استانداردهای جهانی تولید می‌شود.

7- نوشابه موجب شادابی و بشاشی انسان می‌شود.

8- نوشابه به علت مدر بودن (ادرار ساز) باعث تصفیه خون انسان و چابکی کلیه و مثانه و مجاری ادراری می‌شود.

9- نوشابه حاوی مقادیر مناسبی از قند است که به سوخت و ساز بدن کمک می‌کند.

10- نوشابه از آب گرانتر است و هیچ گرانی ای بی علت نیست!

با وجود این دلایل اگر بازهم مخالف نوشیدن نوشابه هستید، باید به شما عرض کنم که متاسفانه جزو عوام متحجر و واپسگرای جامعه هستید و به نفع خودتونه که هرچه سریعتر در خود تغییراتی ایجاد کنید.

نوع دوستی 29 ژانویه 2014

Posted by محمد in عمومی.
add a comment

یه روز یه گدایی اومده بود تو اتاق کارمون، من معمولن اینا رو می‌فرستم پیش یکی از همکاران که خیلی خسیس هست، اون بار علی، که با من کار می‌کنه، دست میکنه تو جیبش و یه اسکناس دویست تومنی می‌ده به گدا، گدا هم یک نگاه شاهزاده‌آنه بهش انداخت و یه پونصد تومنی بهش برگردوند

و اما امروز

یکی از بزرگان شهر که البته اونقدرها هم بزرگ نیست ولی فکر می‌کنه خیلی بیشتر از اونقدرها بزرگه، دعوتنامه مراسم سالگرد ترحیم پدرش رو برامون آورد که همراهش فیش ناهار تو یکی از بهترین رستوران های شهر بود، وقتی که از اتاقمون رفت بیرون، من فیش رو دادم به یکی از کارگرهامون، گفتم برو حالش رو ببر، کارگر هم خوشحال و خندان رفت. علی هم که کار من رو دید، فیش غذاش رو داد به یکی دیگه از کارگرها، اونم به جای دستت در نکنه، فیش رو پس داد و گفت می‌خوام چکار؟ غذای خونه بهتره

خلاصه لطف کردن و نوع دوستی هم بگیر نگیر داره

ما لایق بهترین‌ها نیستیم 13 اوت 2013

Posted by محمد in روزنوشت.
2 comments

شغل جدیدم یعنی کارهای عمرانی مختلف شهری در برخورد نزدیک با مردم است. یکی از هدفهایم از ورود به این شغل رفع مشکلات و نواقصی بوده که همیشه به چشم دیده بودم و بابتشان حرص می‌خوردم. کج سلیقگی‌ها و کم کاری‌هایی که همیشه بوده، الان که وارد کار شدم می‌فهمم که خیلی از نواقص به دلیل محدودیت بودجه است. ولی بخش اعظم مشکلات از خود مردم ناشی می‌شه. مردم ما کوچکترین صبر و گذشتی ندارند. حاضر نیستند فقط یک روز راهشان چند صد متر طولانی‌تر شود، در عوض یک آسفالت با کیفیت و شیب‌بندی حساب شده داشته باشند. حاضر نیستند چند ساعت به حمام نروند و فاضلاب به رودخانه و خیابان نریزند، در عوض یک کانال آب سالم با طول عمر بالا داشته باشند.

از طرفی در مورد چیزهایی که کوچکترین اطلاعاتی در مورد آن ندارند اظهار نظر تخصصی می‌کنند و خود را عقل کل می‌دانند، در حالی که کل یوم چرت و پرت می‌گن!

تو این مدت کلی از مردم شریف ایران بد و بیراه شنیدیم و کوچکترین همراهی و همیاری در جهت کارهایی برای رفاه و ارتقای سطح زندگی خودشان انجام می‌شود ازشان ندیدیم. به این نتیجه رسیدم که این ملت، اگر تعارف را کنار بگذارم خود ما لایق بهترین‌ها نیستیم، همان کار بزن در رویی، همان که کارگر لوله گذار مرخصی هست و دو کارگر دیگر کار می‌کنند بهترین سرویس به این مردم هست.

با این مردم نباید تعجب کنیم که چنان اعجوبه‌هایی کرسی‌های مجلس را اشغال کرده باشند. همه آنها با رای واقعی همین مردم انتخاب شده‌اند.

ELSEVIER 20 آوریل 2013

Posted by محمد in روزنوشت.
6 comments

قدیم‌ترها که با دنیای مقاله و علم و این دست مزخرفات بیگانه‌تر از امروز بودم، همیشه این آرم برام ابهت خاصی داشت. فکر کنم آرزوی هر کسی که کار پژوهشی انجام می‌ده این باشه که یک همچین مهری بالا سر مقاله‌ش بخوره، اتفاقی که امروز برای من افتاد.

Elsevier_black_300dpi

درسته شاید ژورنال معتبری نباشه و مقاله من هم کار شاخی نباشه، ولی علاوه بر ابهتی که از گذشته برام داشته، از این جهت برام ارزشمنده که اینو با کاری که تو داخل کشور، چه محیط دانشگاهی و چه کنفرانسی و مجلات تحویلش نگرفتند، خارجی‌ها رو سرشون گذاشتند و مهم‌تر از اون دارم ازش پول در میارم.

به نظرم اکثر کارهایی که تو ایران و بیشتر به هدایت اساتید محترم به عنوان رساله کارشناسی ارشد و دکترا (در رشته‌های فنی و مهندسی) انجام می‌شه، فقط سر در گمی در اعداد و معادلات پوچی هست که نه به درد دنیای دانشجو می‌خورد و نه به درد آخرتش، اساتید و محیط دانشگاهی فقط انرژی و وقت انسان را می‌سوزانند و سودی ندارند.

سال 91 و آجرپاره‌ای که شش ساله شد 20 مارس 2013

Posted by محمد in روزنوشت.
11 comments

در سال 366 روزه‌ی 91 اتفاقات زیر می‌تواند شاخص باشد:

1- وبلاگ فرسوده‌تر از گذشته به کار خود ادامه داد، 10 پست در یک سال یعنی کهولت و رو به موتی، در سال هفتم وبلاگ هم فکر نمی‌کنم اوضاع بهتر از این باشد

2- تعداد چهار مقاله برای کنفرانس‌های معتبر داخلی فرستادم که بلا استثنا همه‌شان ریجکت شدند و این یعنی من از زمانه‌ی خود جلوتر هستم

3- در یک کنفرانس نسبتا بین‌المللی به امر مقدس داوری نائل آمدم و در این راستا یک مقاله چرت  مزخرف را صرفا به خاطر اینکه نویسنده گیلانی بود، از روی عرق شمالی بازی، نمره قبول دادم.

4- سفرهای متعدد کاری به شمال و جنوب کشور و دریافتن اینکه هنوز نا پخته و خام هستم.

5- تثبیت در شغل و خارج شدن از سیستم کارمندی و افزایش پویایی صنعتی!

6- نرسیدن به هدف آخر سال، یعنی خرید هیوندای آوانته به علت خرکی‌تر شدن قیمت‌ها

7- تغییر حالت از تجرد در واپسین هفته‌های سال به عنوان اتفاق ویژه و همراه شدن با مهربان‌ترین فرشته‌ی دنیا

من حیص‌المجموع سال 91 مثبت ارزیابی می‌شود و می‌توان منفی‌جات آن را نادیده گرفت

غول ژاپنی بازمانده از سونامی به آمریکا رسید 22 دسامبر 2012

Posted by محمد in فنی مهندسی.
2 comments

 

ماهیگیر اوروگونی و دو پسرش وقتی صبح زود برای سرکشی به تجهیزات صیادی خود به ساحل رفتند با منظره عجیبی روبرو شدند؛ یک غول بتنی 20 متری در ساحل به گل نشسته بود. این موضوع به سرعت به مسئولین محلی گزارش داده شد.

این غول بتنی یک اسکله بتنی شناور بود که در اولین بررسی‌ها، پیدا شدن یک پلاک مشخصات به زبان ژاپنی و فندرهایی با مارک SHIBATA، نشان از ژاپنی بودن آن داشت. این اسکله بتنی شناور، به همراه سه نمونه مشابه دیگر در سال 2008 میلادی در یک بندر صیادی، در شمال جزیره میساوای ژاپن نصب شده بودند و وظیفه داشتند شرایط بارگیری مستقیم آبزیان صید شده به داخل کامیون‌ها را فراهم سازند. طی سونامی سال 2011 ژاپن، این اسکله‌های بتنی شناور از شمع‌های نگهدارنده جدا شده و هر یک مسیری را در پیش گرفتند. تنها چند هفته بعد، یکی از اسکله‌ها در جنوب جزیره میساوا به گل نشست، اسکله دیگر پس از گذشت مدتی قریب به دو سال و طی مسیری 8850 کیلومتری (هفت برابر فاصله تهران تا بندرعباس) به طور کاملاً سالم در سواحل اورگون آمریکا به گل نشست.

این اسکله بتنی شناور 165 تنی، با ابعاد 21.6 متر طول، 5.8 متر عرض (حدودا دو برابر مساحت یک زمین بدمینتون) و ارتفاع حدود 2 متر، رکورد بزرگ‌ترین جسم شناوری که در دورترین فاصله ثبت شده به طور سالم به گل نشسته را به نام خود ثبت کرده است.

image

اسکله بتنی شناور نوعی اسکله است که با تغییرات تراز سطح آب ناشی از جزر و مد حرکت کرده، پس همواره نسبت به سطح آب و عرشه شناورها موقعیت ثابتی دارد.

گروهی از متخصصین امور بندری ماموریت یافتند تا تکلیف این غول به گل نشسته را مشخص کنند. دو راه حل کلی پیشنهادی متخصصین چنین است که اسکله، شناور شده و در بندری در همان نزدیکی نصب و مورد استفاده مجدد قرار گیرد، یا این سازه بتنی به کلی تخریب شود و مصالح آن مورد بازیافت قرار گیرد.

کشتی نوح یا اسب تروا؟

image این سوال پس از مواجه شدن با میهمان ناخوانده ژاپنی در ذهن مسئولین محلی اورگون شکل گرفت. معروف است که رسانه‌های آمریکایی از هر اتفاق کوچکی یک بحران بزرگ می‌سازند. این مورد هم مستثنی نبود. "این یک تهدید بسیار روشن است!" اظهار نظر پژوهشگر دانشگاه ایالتی نیوپورت هم دست کمی از جنجال‌های رسانه‌ای این کشور نداشت.

این غول بتنی شناور 165 تنی از بحران اتمی ژاپن فرار کرده بود، پس امکان داشت آلوده به مواد رادیو اکتیو باشد و همچنین حامل چندین میلیون موجود زنده دریایی، از جمله انواع صدف، ستاره دریایی و جلبک بود.

در اولین قدم، تمام اسکله از لحاظ آلودگی به رادیو اکتیو بررسی شد اما نتایج آزمایشات منفی و سازه پاک اعلام شد. مشکل دوم این بود که همه ی مسافرین کوچک این شناور بتنی که حالا با اسب تروا مقایسه می‌شد، بومی ژاپن بودند و یک تهدید بزرگ زیست محیطی برای سواحل اورگون به حساب می‌آمدند. ورود موجودات زنده غیر بومی به آب‌های هر منطقه‌ای، می‌تواند چرخه زیست محیطی آن منطقه را با اخلال مواجه کند (به عنوان مثال ورود موجود شانه‌دار به دریای مازندران و تهدیدی که برای نسل انواع مختلف ماهی در این منطقه ایجاد کرد)، ژاپن نیز با هجوم نوعی عروس دریایی به آب‌های آن کشور مواجه است، پس طبیعی‌ست که این مهمان ناخوانده یک تهدید به حساب بیاید. به منظور رفع این تهدید زیست محیطی، ابتدا موجودات زنده و جلبک‌ها از سطح اسکله جدا شده و در همان نزدیکی دفن شدند، سپس سطوح جانبی اسکله توسط مشعل سوزانده شد.

image اکنون این غول بتنی که مالکان ژاپنی‌اش اعلام کرده‌اند به آن نیازی ندارند منتظر تصمیم گیری مسئولین محلی است که یا دوباره شناور شود یا تخریب شده و مصالح تشکیل دهنده آن در سازه‌ای دیگر به کار گرفته شوند. در حال حاضر این شناور به محل بازی کودکان تبدیل شده و توریست‌ها در کنارش عکس یادگاری می‌گیرند و به زودی مشخص می شود که آیا با یک قهرمان نجات یافته از سونامی، پس از یک سفر اودیسه‌وار 8850 کیلومتری عکس یادگاری گرفته‌اند، یا یک قربانی به گل نشسته!

 

 

پ‌ن: این مطلب را برای مجلات تخصصی دریایی نوشته بودم که برای هیچکدوم‌شون نفرستادم.

پ‌ن2: تکلیف این اسکله هم مشخص شده، قیمه‌قیمه‌ش کردن رفت پی کارش

مراقب تبر باش 4 اکتبر 2012

Posted by محمد in روزنوشت.
2 comments

ظهر راهی سفر بودم، روز قبل برای کاری زودتر از شرکت زده بودم بیرون، اول صبح رفتم پیش رئیس تا کارها را هماهنگ کنم، گفتم کارها رو هم به همکارا می‌سپارم، گفت همکاری در کار نیست، دیروز غروب با همه تسویه کردم!

خبر شوکه کننده‌ای بود که البته در این وضع گند اقتصادی پیش‌بینی‌ش قابل پیش‌بینی بود.  اولین رویارویی مستقیم‌ام با مسئله امنیت شغلی بود، اگر من هم جزو اونا بودم مطمئنن به هیچ‌جتام نبود و سعی می‌کردم کار بهتری دست و پا کنم، اما اینکه یک سری نون خور داشته باشی و یکهو منبع درآمدم رو از دست بدی، دیگه نمی‌شه گفت به هیچ‌ جام نیست، به کمر آدمه

هر روز یک مجهول جدید به معادله زندگی و برنامه‌ریزی به آینده اضافه می‌شه، آخرش فکر کن باید از روی نموگرام‌های تجربی جلو برم و تبرها از بیخ گوشم رد بشن

سامسونگ؛ امپراطور دریاها 30 اوت 2012

Posted by محمد in عمومی.
add a comment

تو این هیری ویری که هر جا می‌ری حرف از دعوای حقوقی سامسونگ و اپل سر گوشی‌های موبایل هست، بد ندیدم از یک بازار دیگه که سامسونگ در اون هم موفق بوده بنویسم. بازار گوشی‌های موبایل بازار بزرگی هست که سامسونگ از همون اوایل درش حضور داشته، یادمون نرفته تا همین دو سه سال پیش سامسونگ گوشی‌های بی خاصیتی داشت و معمولن پا به سن گذاشته‌ها مشتری‌ش بودند، آن هم به خاطر فونت‌های درشت که برای خواندن اعداد و شماره‌ها نیازی به گذاشتن عینک نبود! اما الان به طور چشمی هم آمار بگیری متوجه می‌شی که انتخاب اول برای هر سلیقه و نیازی، انواع مختلف گوشی‌های سامسونگ هستند.

MSC DANIELA بزرگترین کشتی کانتینربر جهان
اما سامسونگ یا به طور دقیق‌تر صنایع سنگین سامسونگ؛ سومین شرکت بزرگ کشتی‌سازی جهان هست و به طور متوسط روزی (دقت کنید گفتم روزی، یعنی در یک روز، ۲۴ ساعت) بیش از ۲ کشتی می‌سازه! یعنی در سال اخیر ۷۸۵ تا کشتی به تناژ مجموع 58082349 ساخته و این عدد وحشتناک بالاست! کشتی هم مثل گوشی موبایل یا هر کالای دیگری نیست که بسازی و بیاد تو بازار تا ببینی فروش می‌ره یا نه، این تعداد یعنی سفارش ساخت گرفته شده و به فروش رفته؛ تو پرونده این شرکت، کشتی MSC Daniela به عنوان بزرگترین کشتی کانتینربر جهان نیز دیده می‌شوذ. (عکس بالا)

دو شرکت اول کشتی‌سازی جهان هم کره‌ای هستند، شرکت صنایع سنگین هیوندای-اولسان که در سال اخیر میلادی ۱۴۲۸ کشتی در اندازه‌های مختلف ساخته ( یعنی روزی ۴ کشتی)، دومین شرکت بزرگ هم کشتی‌سازی دوو-اوکپو کره که در سال جاری ۸۳۴ کشتی ساخته است. کلن از ده کمپانی برتر جهان، ۵ تا کره‌ای، ۴ تا ژاپنی و یکی چینی هستند که نشان می‌دهد بازار ساخت کشتی دست شرق آسیا هست. کشتی‌سازی‌های کره‌ای مجموعا روزانه حدود ۱۱ کشتی تولید می‌کنند. برای اطلاعات بیشتر

samsung ships 2

البته بازار بالا پایین داره، ولی می‌شه فهمید که کره‌ای‌ها مسیر را یاد گرفته‌اند. در سال ۲۰۰۸ (احتمالن همان سالی که تنها مشتری سامسونگ پیرمردها بودند) سه شرکت بزرگ کره‌ای مجموعا در ده ماه اول سال فقط سفارش ساخت یک فروند کشتی را دریافت کرده بودند که باعث شده بود به صورت هفتگی ضرر بدهند و حتی در آستانه تعطیلی بودند.

در حاشیه این بازار پر رونق، صنایع کشتی‌سازی وطنی در بن‌بست‌های ساخته شده توسط سیاست‌گذاران گیر کرده‌اند، یادمان نرفته چند سال پیش که ایرانسل شروع به ارائه سیم‌کارت‌های ارزان قیمت کرد و به یک باره بازار گوشی‌های موبایل رونق چند برابری پیدا کرد، به بهانه حمایت از تولید گوشی ایرانی، گمرکی ۶۰ درصدی به واردات گوشی همراه بسته شد که نتیجه‌ای جز افزایش قاچاق و سود چندین برابری واردکننده‌هایی که پیش از تصویب قانون واردات را انجام داده بودند شد. الان هم پس از ۴ – ۵ سال خبری از گوشی وطنی نیست. یک همچین داستانی هم در مورد صنایع کشتی‌سازی وجود داره که نتیجه‌ش تضعیف روز افزون شرکت‌های وطنی است.

پ‌ن1: یک مسئول وطنی که از کمپانی کشتی‌سازی هیوندای بازدید کرده بود، می‌گفت هر روز صبح تمام پرسنل شرکت مثل مراسم صبحگاه به صف می‌ایستن و رو به انبار دپوی مصالح ادای احترام می‌کنن.

پ‌ن2: سامسونگ همیشه دست و دلباز بوده، یکی بپرسه ببینه واسه تعریف از کشتی‌هاشون هم به وبلاگا پول می‌ده؟😉

پ‌ن3: ذهن خودم این اعداد رو قبول نمی‌کنه و فکر می‌کنم این ارقام مربوط به کل تولیدات این کارخانه‌ها در طول دورانشون باشه حتی؛ ولی تو مجامع دریایی‌ها این عددها رو زیاد شنیدم

پ‌ن4: عکس شماره 2: کشتی مسافرتی اتوپیا + ویکی‌پدیا

*امپراطور دریاها عنوان سریالی کره‌ای است که اواخر دهه هشتاد از رسانه ملی پخش می‌شد.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 465 مشترک دیگر بپیوندید