برندهها و بازندهها اکتبر 27, 2009
Posted by محمد in عاقل اندر سفیه.trackback
دنیای ما دنیای برندهها و بازندههاست. اینا هم توییتهای من در یک عصر تابستانیست و به اون کتابی که احتمالا خواندهاید، انشالا تعالی هیچ ریطی ندارد.
- برندهها دو دستهاند: 1- از اول برنده 2- از دوم برنده. بازندهها یک دسته دارند: به لعنتی رفته
- برنده به مرگ فکر میکند و پول در میآورد. بازنده به پول میاندیشد و میمیرد.
- برنده: اندک سرمایهای دارم [صدای حجوم سرمایهگزاران] – بازنده: اندک سرمایهای دارم [صدای گریهی حضار]
- برنده از رانتها به خوبی استفاده میکند. بازنده به زندان میافتد و اعتراف میکند.
- برنده از قلمچی و گاج پول میگیرد، بازنده به قلمچی و گاج پول میدهد.
- برنده به مرگ فکر میکند و پول در میآورد. بازنده به پول میاندیشد و میمیرد.
- برنده اول نهار میخورد و سپس شام. بازنده بین این دو وعده هله هوله نیز استعمال میکند.
- برنده شاخ به شاخ با تقدیر تصادف میکند. بازنده ماشین ندارد هنوز
- برنده استراحت میکند. بازنده به گا میرود.
- برنده اگر پا بدهد فیلمهای احمد پورمخبر و گلراز را هم میبیند. بازنده کمتر از برتولوچی نمیبیند.
- برنده ازدواج میکند. بازنده زن میگیرد.
- برنده چَت میکند و بازنده چِت.
- برنده از جملهی “دعوتنامه گوگل ویو” در متن وبلاگ خود استفاده میکند. بازنده در به در دنبال دعوتنامه گوگل ویو هست.*
- برنده خزئبلاتش را چاپ میکند و پولدار میشود. بازنده خزئبلاتش را توییت میکند و بابت اینکار پول می دهد.
* این یکی بعدا به مجموعه اضافه شد.


یه بار دیگه این پستت رو بخون. ویرایش نیاز داره! دو جای متن، سوتی دادی ها!:))))
برنده معشوق می شود و بازنده عاشق.
برنده به سر کار می رود و بازنده سر کار می ماند!
برنده باهاش حرف می زنند و بازنده پول می دهد تا ابهاش حرف بزنند.
به برنده دکترا می دهند و بازنده دکترا می گیرد
عجب موقعی اومدیم هااااااااا … خیلی خیلی مبارک باشه اصلا مبحث زندگی در فارغ التحصیلی خلاصه میشه
در ضمن دورادور جویای احوال هستیم
اقتصاد علامه؟ علامه که سه-چهار سالی هست رسما جشن های فارغ التحصیلی اش رو تعطیل کرده