jump to navigation

تهران، کلانشهری با شهروندان متمدن و دارای سطح فرهنگی بالا اکتبر 7, 2009

Posted by محمد in روزنوشت, عمومی.
trackback

یک گُه اضافه‌ای که اهالی تهران روزانه به مقدار فراوان میل می‌نمایند، دادن لقب “شهرستانی” به کارها و اعمالی‌ست که سطح پایین حساب می‌شوند. اما باید خدمت تهرانی‌های عزیز قبل از رود دل کردن از این هجم کثافتی که روزانه فرو می‌دهند عرض کنم که قبل از هر چیز برای اینکه سطح فرهنگت دست بیاد به وضع رانندگی خودت و همشهری‌هات نگاه کن، هیچ چیزتون به آدمیزاد نرفته، منتظر وقت هستین که همدیگر را گاز بگیرید، بپیچین دور هم، پایین شهریش یه مدل عقده‌ایه و بالاشهریش یه مدل دیگه، سرگرمین با همدیگه!

عزیز من، اون حیوونی که هر روز مثل کانگرو چهار نعل روی پله برقی مترو بپر بپر می‌کنه شهرستانی نیست، یه تهرانی اصیله که مثلا عجله داره. اون بابایی که باید ضریب 90٪ خالی بندی به حرفهاش بدهیم توی تهرانی هستی، نه اون بی‌چاره که تو بهش می‌گی شهرستانی!

واقعا حیف اون همه پولی که واسه کار فرهنگی روی شماها داره خرج می‌شه و اصلا جواب نمی‌ده، ببینید این شهرستان‌ها یک دهم شماها هم کار فرهنگی روشون انجام نمی‌شه، اما سگشون شرف داره به شما. شما همون رضا شاه رو نیاز دارید که بیاد با زور سرنیزه کمی کنترلتون کنه!

حاضرم شرط ببندم که اگر یک سال ماشینم توی شهر خودمون توی یک خیابان غریبه در خلاف‌ترین محله قرار می‌گرفت، با اینکه نمره تهران هست، هیشکی نگاه چپ بهش نمی‌کرد. اما همش 2 روز کافیه که جلوی خونه‌ی خودم تو این کلانشهرِ متمدنِ مایه‌ی افتخار ایران که سالانه ملیاردها ریال برای ارتقا سطح فرهنگ شهروندانش حرام می‌شه، ماشینم رو پارک کنم تا روش خطی به درازای حماقت اون مادرقحبه، کشیده بشه!

بله، ماشینم را نمره‌ی تهران کردم، چون مجبورم 2سال کنار شماها زندگی کنم و بسیار دیدم که با دیدن یک نمره‌ی غیرتهرانی، بلند عاروق زده‌اید تا ملت به کثافت درونتون پی ببرند. واقعا اگر دری به تخته‌ای نمی‌خورد به علت کوته بینی شاهان قدیم، این شهر که از بدترین شهرهای ممکن برای پایتخت نامیده شدن است، پایتخت نمی‌شد، چه چیزی برای قرقره کردن داشتید؟

مخاطب من شما اقلیت کمتر از 30٪ با فرهنگ و شعور ساکن تهران نیستی و از همینجا از اینکه با اون مایه‌های ننگ جمعتون کردم معذرت می‌خوام. جدا کردن تر و خشک کاری ناشدنی‌ست، به دل نگیر

دیدگاه‌ها»

1. کمال - اکتبر 7, 2009

دلت خیلی پره ها! چی شده؟ ماشینت و خط کشیدن یا از شنیدن شهرستانی جوش آوردی؟
ما هم که بچه قم هستیم به تهرانیا می گیم شهرستانی، بالاخره هرکی یه شهرستانی زندگی می کنه که خارج از شهرماست دیگه ;)
به نظر منم شهر زندگی کردن نیست، باید توش جون کند فقط

محمد - اکتبر 7, 2009

خط کشیدن بهونه شد تا حرفم رو بزنم. برای خودم که پیش نیومده اما تو مترو خیلی این مسئله رو می‌بینم، مثلا دو نفر دارن با هم با صدای بلند حرف می‌زنن و شوخی می‌کنن، طرف کیف می‌کنه، می‌گه خوش به حالشون که جوونن و پر انرژی، اما خدا نکنه همین دو نفر لهجه داشته باشن، دیگه نمی‌شن جوون پر انرژی، می‌شن یه مشت شهرستانی بی فرهنگ که مترو رو با گاراژ اشتباه گرفتن! یعنی لهجه این وسط می‌شه میزان!

2. ... - اکتبر 7, 2009

Takbiiiiiiiiiiiiir!

ba’de modati kotah ke daram tu in shahr zendegi mikonam be in natije residam ke party dashtan ke shahreshon shode paytakhte iran!
diroz donbale ye addresse sherkate adsl migashtam tu ashrafi, balatar az pole niyayesh, khiyabone 5th gharbi! fek kon tu ye gole ja 3 ta khiyabone 5th sharghi va 3 ta 5th sharghi dasht! ahali motale’e maham ham mano rahnamee kardan be tak takeshon! akhare sar ba’d az koli bala paeen raftane ashrafi, va koli az in var be on var raftane ba pole abere piyade addreso peyda kardam!

delam mikhats az shedate asabaniyat khodamo az on pola part konam paeen!
jaleb injast ke zang mizanam sherkatesh migam man felan ja hastam be man begin beram bala biyam paeen chi kar konam! mige bebinin neshonie ma ye istgahe otobose ba ye manb’e abe boland! khob ablah mage man amare hame istgah otobosa o manba’e abaye mahaletono daram!

inghadr rah raftam ke hanoz moche pam dard mikone

ama vaghean harfato ghabol daram, khoda nakone pash biyofte, ke alaki alaki ham miofte, ghabeliyate ino daran ke hamdigaro sare 100ta tak tomani tike o pare konan

parsal yeki az taksia tarif mikard migoft tarafa valiasr ye ranande ba ye mosafer sare 25 toman davash shode, taraf zade tu goshe ranandehe, taraf morde!

محمد - اکتبر 8, 2009

عجب، آدرس پیدا کردن هم تو بعضی جاها داستانی داره واسه خودش، اومدن مثلا ادای خارجکی‌ها رو تو نام گذاری کوچه خیابون تقلید کنن

3. mss - اکتبر 7, 2009

سلام آجر پاره جان
بابا اُه اُه عجب پستي زديا کارت درسته :)
اون خط کشيدن رو ماشينو موافقم انگاري تن آدمو دارند خط خطي ميکنن
با اون کلمه شهرستاني منم خيلي مشکل دارم بعضي وقتها فکر ميکنن به اين خاطر که طرفشون منه شهرستاني هستم بايد برا هر چيز ممکن خالي بندي کنن با اعتماد بنفس وحشتناک!!! من رو هم نميدونم يه تيکه سنگ يا هرچيز ديگه فرض ميکنن که بايد بپذيرم با دهن باز :(
خلاصه همون جور که گفتي با اين پول ها که حروم ميشه فرهنگ درست شدني نيست
موفق باشي

محمد - اکتبر 8, 2009

اینقدر این موضوع برام سنگینه که حاضرم اون احمقی که اینکار رو کرده رو بکشم! خالی بندی هم که نگو، دیروز تو بازار چنان خالی می‌بست فروشنده‌هه که خنده‌م گرفته بود، همه رو هم به روش آوردم. مثلا می‌گفت اینو 44500 خریدم و دارم 45 می‌دم، یعنی در این حد!

4. منیری - اکتبر 7, 2009

یادم ِ گناهکار هم خیلی دل پری داشت از این قضیه. ما هم که تهرانی هستیم توی بندرعباس شهرستانی حساب می‌شیم. این داستان هم گمان نمی‌کنم درست شه چون خیلی از همون‌هایی که این رفتار رو دارن خودشون از شهرهای دیگه مهاجرت کردن اومدن تهران و خیلی زود یادشون رفته و جوگیر شدن.

محمد - اکتبر 8, 2009

خب این جمله‌ی من در مورد گناهکاره: http://friendfeed.com/seaboym/9aae26ce متتی هم یه بار نوشته بود فکر کنم. این مورد شما هم بد چیزیه، جو بندر عباس رو نمی‌دونم، اما خیلی جاها اینطوری نمی‌شه راحت کاراداری کرد و اذیت می‌کنن

5. آرام - اکتبر 7, 2009

آقا محمد! نشد دیگه! تو دیگه چرا؟
قبول دارم که تهران، شهر بی در و پیکریه و بیشتر به خاطر وسعت زیادش، خیلی قابل کنترل نیست و خیلی از آدم هاش خودشون رو تافته ی جدا بافته میدونن، اما این دلیل نمیشه که بخوای اینجوری کلی قضاوت بکنی! به این چند شهری از ایران که سفر کردم، رفتار هر کدوم به نوعی آزاردهنده بود؛ فکر می کنم این رفتارها هم، متاثر از فرهنگ مردم اون شهر بود. تو بعضی شهرها همین کافی بود که متوجه بشن از اونها نیستی، هر جور دلشون میخواست باهات برخورد میکردن، انگاری از یه کره دیگه اومدی و یا دراز گوش تشریف داری! درسته که خیلی از مشکلاتی که تهران داره رو شهر های دیگه ندارن، اما یه شهر دیگه همونقدر برای من عذاب آوره که تهران برای تو!
و اما قبول دارم که اغلب مردم تهران خسته اند، افسرده اند، عصبی اند و کسی که میاد داخل این آدم ها باید به انداره کافی برای برخورد با همین آدمها صبر و تحمل داشته باشه. در مورد دهاتی و یا همون شهرستانی خطاب کردن دیگران هم، قبل تر گفته بودم که چقدر آزارم میده! نمیدونم تهرانی های عزیز تا کی میخوان این لهجه، دستمایه افتخارشون باشه! تا کی میخوان سرشون رو بالا بگیرن و به پایتخت نشینیشون افتخار کنن!
بابا محمد جان، من که گفته بودم ما هیچی نداریم! من که گفتم ما دود داریم، ترافیک داریم، مردم عصبانی داریم، ما بالاشهری متمدن دماغ سربالا داریم که فقط خودشو می بینن، ما پایین شهری بی فرهنگ هم داریم؛ ما زاغه نشین داریم، گدای سر خیابون داریم. این شمایید که کشتی دارید که بوق( سوت:))! ) می زنه! شمایید که دریا دارید، آب و هوای خوب دارید، درخت دارید، جنگل دارید، مهر و محبت دارید، شرف دارید. شمایید که معنی واقعی تفریح رو میدونید چیه، ماهیگیری میرین، شکار میرین، میرین تو دریا شنا میکنید. این شمایید که می تونید هر وقت هوس کردید برید از ساحل، طلوع خورشید رو تماشا کنید.
ببین! ما هیچی نداریم. ما فقط ضعف اعصاب داریم. درگیری داریم. حالا دلت برامون میسوزه یا نه؟
برای ماشینت هم متاسفم. خب برای چی برداشتی آوردیش تو این شهر لعنتی؟!مگه تو چند تا خیابون این شهر اجازه میدن باهاش برونی؟!

محمد - اکتبر 8, 2009

من نمی‌گم جاهای دیگه کشور همه نرمال هستن، ولی یک کلام بگم، هر آنچه بدان همه دارند، تهران یکجا دارد! اینهایی هم که گفتی شاید واسه شما تفریح باشه، اما واسه ما زندگی روزمره‌ست. شاید باورت نشه، اما نشستن تو اتوبوس شرکت واحد هم واسه کسی که 10 سال یه بار میاد تهران کلی تفریحه و جالبه

6. کیوان - اکتبر 7, 2009

بابا مهندس کوتاه بیا! مثل اینکه خیلی دلت پر ها! توی همه ی شهرها هم آدم خوب هست هم بد. دلیل نمیشه که او این جور آمپر بچسبونی! اونایی که اینا رو میگن خودشون از همه مرخص ترند.

پ.ن : اما خودمونیم لعضی شهرستانا خیلی دیگه شهرستانین بلا نسبت!

محمد - اکتبر 8, 2009

چی بگم بهت :D یه بار ماشیت رو بیار خط بندازم تا آمپر چسبوندن رو تجربه کنی

7. آرام - اکتبر 7, 2009

آهاااااا! دوستت هم خوب حرفی زد! ما تهرانی ها هم اصالتا90 درصدمون مال شهر های دیگه هستیم! مثل من که همه جای ایران سرای من است! به دل نگیر جوون!:)))

8. آرام - اکتبر 7, 2009

اینکه گاهی اوقات لهجه آزار دهنده میشه فقط و فقط به این دلیله که آدم متوجه حرف های طرف نمیشه! به خودت نگیر حرف های مردمو!

9. هومن - اکتبر 7, 2009

نه دوست عزیز. به نظرم زیاد تهرانی و شهرستانی کردی. همه جا آدم عقده ای و دیوانه پیدا میشه. حالا اگر نسبت عقده ای ها رو به همین نسبت جمعیت تهران به شهرستانا هم بسنجی میبینی که همچین عجیب و غریب هم نیست. نمیفهمم چرا یه سری انقدر دوست دارن تهرانی و مشهدی و اصفهانی و … کنن

محمد - اکتبر 8, 2009

درست می‌فرمایید. شاید کمی زیاد به این موضوع تاکید کردم، ولی حتما لازم بوده

10. آرام - اکتبر 7, 2009

طرف با لهجه غلیظ کردی حرف میزنه خب آدم باید گوشاشو تیز کنه تا بفهمه اون داره چی چی میگه! خب سخته دیگه!

محمد - اکتبر 8, 2009

تفسیرت منو کشته :) )

11. محمدعرفان - اکتبر 7, 2009

موافقم باهات خیلی.
مطلبت باعث شد بازم تو وبلاگم از تهرانی بودنو نبودن بنویسم. معظلی که سالهاست دارم!

محمد - اکتبر 8, 2009

: بابا تو چند تا وبلاگ داری؟ :D

12. Cynthia - اکتبر 7, 2009

محمد؟! این خودتی؟!
با این اصطلاح احمقانه “شهرستانی” کاملن مخالفم ولی تو هم کم خطا نرفتی ها! کی گفته که همه ی اونایی که توی تهران هستن تهرانی هستن؟ علت این که این همه موارد عجیب و غریب اینجا می بینی و می بینیم دقیقا همینه که بافت تهران اصلا از نظر قومیتی و … منسجم و یک دست نیست. از همه جای ایران اینجا می بینی. و خب چون که اینجا شلوغ تر و قاطی پاتی تره طبیعیه که توش “خلاف” هم بیشتر ببینی.
اون سی درصد رو هم زیادی مهربانی کردی! P:

محمد - اکتبر 8, 2009

خب اونایی که خودشون رو تهرانی می‌دونن و ادعاشون به فلان جا رفته منظورمه! واللا فکر نمی‌کنم انسجام قومیتی تاثیری داشته باشه، اونم تو این دوره زمونه

13. ITLine - اکتبر 7, 2009

اخ نگو که دل ما خوزستانی ها خونه

محمد - اکتبر 8, 2009

واقعا به شماها داره ظلم می‌شه، از نفت فقط بدبحتیش به شما می‌رسه!

14. محبوب - اکتبر 7, 2009

این موضوع توی همه شهرها هست.یکم دقت کنی میبینیشون ولی چون اینجا تعدادش بشتره بیشتر هم به چشم میاد.
عصبانی نباش

محمد - اکتبر 8, 2009

بله، اینجا هم بیشتره و هم همه جانبه هستش!

15. رها - اکتبر 7, 2009

محمد زدی به سیم آخر ها :) ))))

محمد - اکتبر 8, 2009

شرمنده، آدمیزاده دیگه

16. ali reza - اکتبر 7, 2009

من قزوینیم اما خوشبختانه مشکل لهجه ندارم وقتی هم که تهرانم با این چیزایی که شما گفتی روبرو نشدم
اما باور وقتی میام تهران احساس میکنم زمان به سی سال قبل یعنی همون موقع ها که تازه انقلاب شده بود برگشته
اصلا انگار اینا پیشرفت فرهنگی که نداشتن هیچ! پسرفت هم داشتن

محمد - اکتبر 8, 2009

من هم مشکل لهجه ندارم، اما باور کن وقتی لهجه داشته باشی و اونم از نوع خاصش، اوضاع برات خیلی بی ریخت می‌شه

17. بهرام - اکتبر 7, 2009

ایران تنها کشوری هستش که تنها یه “شهر” داره بنام “تهرون” و در برابر اون، هزار تا “شهرستان” داره.
این یه قاعده عمومی هستش که انسان ها نیاز دارن که خودشونو مطرح کنن و احساس کنند که “مهم” هستند، چه در شکل فردی و چه در شکل جمعی. عموم کشورهایی مثل ماها که در “اکنون” خودمون چیزی نداریم تا با اتکای به اون خودمونو مهم و مطرح ، حس کنیم؛ به تاریخ نیاکانمون گیر میدیم که من آنم که هخامنشی ها و اشکانیان و غیره رئیس کل دنیا بودند. در اروپا ی غربی و آمریکا و کلیه کشورهایی که امروزه چیزی برای گفتن دارند اشارات بسیار ضعیفی به گذشته و تاریخ دیده میشه. اینکه “انسان” باید از خودش “هویتش” را بگیرد و نه از دیگری و دیگران، امری ستوده است. چرا من بگویم که فرند کورش و داریوشم؟ بگذار آیندگان بگویند که میراث دار ما هستند! اما ایم امر اندکی سخت است و تلاش و کوشش میخواهد و کو حال این همه تلاش؟ بهمین دلیل این ضعف خودمان را پشت عظمت دروغین تاریخ و جغرافیایمان پنهان میکنیم.
حالا خوب است که در جهان امروز محلی از اعراب نداریم، نه در صنعت و تکنیک مطرحیم و نه در علم و دانش! نه در هنر حرفی داریم و نه در فلسفه معاصر. براستی اگر چیزی داشتیم آیا با انگشت چشم دنیا را در نمی آوردیم؟ فکر کنید اگر بجای مردم ژاپن یا آلمان یا آمریکا بودیم که اینهمه دنیا را بخودشان وابسته کرده اند.
تهران کدام گل را به سر کشور زده که اصفهان و رشت و مشهد نزده است؟ ما همه سر و ته یه کرباسیم. کرباسی که مندرس و پوشیده است.

محمد - اکتبر 8, 2009

نمی‌دونم این تنبلی که جزو خصوصیت ما ایرانی‌ها شده از تاثیرات وابستگی به نفته یا ریشه تاریخی و ماقبل نفتی داره، ولی ما هرچه نداشته باشیم ادعا داریم، باهوش ترین انسان‌ها هستیم، هنرمندترین و… اسنادش هم لابد موجوده!

18. کیمیاگر - اکتبر 8, 2009

زدی به سیم آخرا (:
با نوشته‌ت تا حد زیادی موافقم. من هم با اینکه تو قزوینم خیلی زیاد پیش نیومده برم تهرون، ولی هر دفعه که رفتم این بدبخت بیجاره‌ها رو یه جوری مریض دیدمشون. بیجاره‌ها همش اخمو، عصبی و افسرده هستند، دلم به حالشون سوخت.جی میکشن اینا، نمی‌دونم چطوری دارند از زندگیشون مثلا لذت می‌برند. خالا مشکلات فرهنگی‌شون بماند

محمد - اکتبر 8, 2009

خب سختی زیاد داره، اما امکاناتی هم داره که تا حدی جبران کنه، اما فرهنگی…

19. mmmm - اکتبر 8, 2009

با اين بخش از نظرات شماره 12 “علت این که این همه موارد عجیب و غریب اینجا می بینی و می بینیم دقیقا همینه که بافت تهران اصلا از نظر قومیتی و … منسجم و یک دست نیست. از همه جای ایران اینجا می بینی. و خب چون که اینجا شلوغ تر و قاطی پاتی تره طبیعیه که توش “خلاف” هم بیشتر ببینی.”كاملا موافقم .
و البته اون 70 %ي كه ازشون صحبت ميكني معمولا همون شهرستاني هايي هستند كه به تهران كوچ كردن و نه تهراني هاي اصيل كه اون 30% رو تشكيل ميدن.

محمد - اکتبر 8, 2009

کاش اون 30٪ تهرانی اصیل بودند، کاش
به نظرم الان چیزی به نام تهرانی اصیل به این معنایی که شما منظورتونه وجود نداره

20. ایده - اکتبر 8, 2009

خب البته مطمئناً خیلی تند رفتی..
اما منم به شدت واسم عجیبه که چرا تهرانیا خودشون رو تافته ی جدا بافته می دونن گاهی و به اهالی بقیه شهر ها می گن شهرستانی.
در حالی که هر چی بیش تر جلو می ریم
تفاوت مردم تو شهرای کوچیک و بزرگ کم تر می شه.

21. AtAl Matal - اکتبر 8, 2009

درک می نمایم

22. مرتضی - اکتبر 8, 2009

می دونید، مشکل تهرانی بودن نیست. مشکل شهرستانی بودن هم نیست. اصولا عدم بروز یک پدیده، نشانه ی عدم وجود اون نیست.
درسته که این مشکل در حال حاضر در تهران به شکل خیلی ضایعی بروز پیدا کرده ولی در بقیه جاها هم مشکلات دیگری از این دست وجود داره.
مشکل اینه که ما ایرانی ها درست تربیت نشدیم. دروغ می گیم، توهین می کنیم، دزدی می کنیم، غیبت می کنیم و ادعا هامون هم … خر رو پاره کرده.
و بدتر از همه اینه که هیچ امیدی به اصلاح این قوم هم نیست.
خوش بحال کوروش کبیر که مرد و این روز ها رو ندید.

23. ali reza - اکتبر 8, 2009

یکی از بانک میاد بیرون کلی پول هم دستش بوده
که یهو یه دزده پولشو میگیره رو در میره
همه ی مردم جمع میشن یکی میگه تقصیر خوده مردس که پولو بد گرفته بود
یکی میگه تقصیر نگهبانه که مواظب نبود
یکی میگه تقصیر دولته که بیکاری … خلاصه هر یکی یه چیزی میگه
تا این که مالباختهه میگه
لابد دزده که پولا رو دزدیده هیچ تقصیری نداشته

البته منظور خاصی نداشتم که اینو گفتم
اما گاهی اوقات مقصر واقعا فقط یه نفره
تو این مورد فقط زیادی دیده میشه
یعنی زیاد اتفاق میفته

به نظرم اگه یارو میدونست خط انداختنش همچین پر کامنت میشه
هر روز تو خیابون ازین کارا میکرد

24. آرام - اکتبر 9, 2009

تفسیر هم نبود آقا! توجیه بود:))))))))))))

25. رهگذر - اکتبر 10, 2009

کااااااااااااااملا! کاملا کاملا کااااااااااااااااااااااااملا!
من واقعا به این مطلب شما افتخار میکنم و تاییدش میکنم و کلی چیزای دیگه!
واقعا من از این کلمه ی “شهرستانی” و این نسبت دادنای این عقده ای های تهرانی که فکر می کنن خیلی باحالن متنفرررررم!
یک مشت خودشیفته دور هم جمع شدن فکر کردن خیلی باحال و کول و اینائن!
احسنت!
1000 امتیاز !

26. m£iSAM - اکتبر 10, 2009

واقعا بی نظیر بود توصیفت
خدایی منم کشیدم این کارای اینا رو
دمت گرم که فقط واقعیات رو نوشتی، همین

27. میلاد - اکتبر 11, 2009

بحث جالبی راه انداختی . البته کمی تند رفتی

28. گیله مرد - اکتبر 12, 2009

سام علیک
استفاده بردیم :) ، قدیم تر ها که جوانکی بویم شر ف دردانشگاه یک عدد جوان اهل تهران را به قصد ادب کردن کتکی زده بودیم نگو و نپرس . حکایت هم از این قرار بود که فرموده بودند رشتی بی بخار است و ما هم بخار سوزش کردیم :)
در کل موافقم حرف دل خیلی از بچه ها رو زدی.

29. علی.ق - اکتبر 14, 2009

بابا بیخیال خیلی جوش آوردی
من خودم بچه شمالم گیلان عزیز بخدا حاضرم هرجا رفتم بگم گیلانیم
هر وقت هم که پستم به تهران خورده اونجا هم با لهجه صحبت می کنم بزار اینا هرچی می خوان بگن
یه روز تو تهران با یکی در گیر شدم به من گفت کله ماهی خور من هم بهش گفتم کله ماهی اینقدر خوشمزست آره می خورم خوب چی؟ دیدم هیچ جوابی نداشت بده

30. sara kalani - اکتبر 15, 2009

.:::خفن ترین فیلم ها و عكس های +18:::.

31. طالب تهرونی - اکتبر 16, 2009

سلام دادا
آچرا اینقده عصبانی. هر کی اذیتت کرد بفرسش اصفهان تا ما کارش رو بسازیم.انقده حال میده حاله این کون نشسه ها رو بیگیری. تفریح ما اصن همینه دادا.
آخه یک نیس بگه آخه ریدی تو رو چه به که که خوری. دیدی مثه اینا که یبوست دارن صداشونو کلفت میکننو حرف میزنن.ای ……

32. بهروز - اکتبر 17, 2009

di مطلب منتشر کردم که با این پستت بی ارتباط نیست…
خوشحال می شم وقت بگذاری و بخونیش:
عنوان:ما انسان های تعصبی،بدبخت یا خوشبخت؟
آدرس:
http://sher1.mihanblog.com/post/18

33. sina - اکتبر 21, 2009

روزنامه آساهی چاپ ژاپن در گزارشی با عنوان صادرات مواد غذايی آلوده چينی می نويسد: نخست وزير ژاپن در ديدارش از چين از آن دولت خواسته صادرات فرآورده های خوراکی آلوده را به جهان متوقف کند. و نخست وزير چين نيز با اين درخواست موافقت کرده است. اين روزنامه می افزايد: موادغذايی آلوده چينی سلامتی شهروندان جهان را نشانه رفته است. اين در حالی ست که خبرگزاری ايسنا در گزارشی پيرامون افزايش صادرات مواد غذايی آلوده ی چينی به ايران بصورت مستقيم و يا از طريق کمرگات دبی، می نويسد: انواع سبزی، ميوه، غذاهای پخته شده ی کنسروی و غذای کودکان که از چين وارد می شود، سلامتی مصرف کنندگان ايرانی را به بازی گرفته با اين همه، مقامات بازرگانی ايران به اين مسئله بی توجه اند

34. Nima - اکتبر 26, 2009

من بچه تهرانم ، یعنی متولد تهران و دبستان و راهنمایی و دبیرستان و دانشگاه هم تهران بودم و آنجا هم کار کردم. هیچ فامیل و آشنایی هم شهرستان ندارم . ولی هیچ وقت به شهرستانیها به این شکلی که شما گفتی نگاه نکردم و بهترین دوستانم هم بچه های شهرستان بودن و هستن. واقعا هم به نظرم بچه های تهران ساده هستند و این حرفهای شما منصفانه نیست . من که ندیدم جایی به شهرستانیها به این نجو بی احترامی بشه . البته این مطلب مهمیه و کمش هم زیاده . خلاصه زیاد حساس نباشین

35. Mahnaz - اکتبر 26, 2009

age Tehran bade gomsho azash biroon, chera chepidi toosh