مرد واقعی آوریل 24, 2009
Posted by محمد in روزنوشت, عمومی.trackback
مترو میرسه به ایستگاه “امام خمینی” و نصف واگن خالی میشه و تو چشم به هم زدنی دوباره پر میشه، لحظاتی قبل از بسته شدن درها و حرکت قطار مردی خدودا 35 ساله، لاغر با قدی متوسط و چهرهای سوخته به همراه یه دختر 14-15 ساله و دو طفل زیر 5 سال و زنی درشت قامت و چاق که لباس جنوبی پوشیده و نقاب به صورتش زده (این نقابه اسم هم داره ظاهرا) وارد واگن میشن. طبیعتا ایستادن تو مترو که شتابهای ناگهانی مثبت و منفی زیادی داره، واسه خانوما اونم با این هیبت سخته و معمولا افراد جاشون رو میدن که اینا بشینن؛ یه آقایی هم از جاش بلند میشه تا این خانوم بشینه، اما جالبه شوهره رو صندلی خالی شده میشینه!
ما هم فقط دهنمون باز مونده بود و بارکالله میفرستادیم به این جذبهی مرد و توجیه بودن زن و میخندیدیم گاهی!


واقعا یه مرد واقعی بوده!
ای بابا! این که آبروی هر چی مرد رو برد! :دی
ای بابا!
حالا یه “مرد” زن نه ذلیل هم که پیدا می شه شماها چش ندارین ببینین؟!!
از اون مردها بوده که نسل شون منقرض شده
واقعا این کار اون مرد قابل ستایشه.
بهتره كه هر چه زودتر اينجا رو ترك كنم تا يه چيزي نگفتم…! دي:
خدا به دور !
چه زشت!!
ایول!
ممد..اخوی..خوب رفتی تو ترک ها !
جای خانومه بودم میرفتم روی پاش مینشستم تا غیرت مردانه اش وسط اونهمه مرد با خاک یکسان بشه
همیشه باید سعی کرد نیمه پر را دید. اگر نشد. برو سراغ نیمه خالی.
شاید شما کاملا در جریان نبودی. مثلا از قسمتی از ماجرا خبر نداشتی. شاید مرد تازه پاهایش را جراحی کرده. شاید زن نمیتوانسته پایش را خم کند و راحت روی اون صندلی قطار بشیند. شاید و شاید و شاید های دیگر.
اما اگر همه حقیقت همان باشد که گفتی. خوب. باز هم چیز بدی نیست. اصلا کی گفته که خانوما اول(ladies first). غلط کرده ! . از اتفاق mens first . کم کم اگه جلوتر بریم شاید بگند so,second ladies too . بگذارید مُهری بر لبان چنین افرادی بکوبیم و چوب تکفیر برایشان بلند کنیم. تا یه هویی تو چنگال برنده ی زن سالاری نیوفتیم.
اوه. این دیگه از نیمه خالی هم رد شد. طوری نیست. به پست یه حالی دادم عوضش
این تازه فقط چیزیه که ما میبینیم ببین در خفا برای یارو چکارا میکنه!
اين ليوان نيمه پر ندارد … همانند جايگاه زن در اسلام … كه اونم ندارد….