jump to navigation

وقتی کوچیک بودم مارس 1, 2009

Posted by محمد in عمومی.
trackback

به ترتیب برادران ارزشی عمو هوشنگ، آمیر متوهم و کمال شین من رو به بازی گذاشتن عکس دوران طفولیت دعوت کردند و منم تا سه نشده بازی نکردم که خدای ناکرده سه نشه!

1- این اولین عکس پرسنلی می‌باشد که از اینجانب به منظور درج در دفترچه بیمه اخذ شد. هروقت می‌رفتم پیش دکتر؛ عکس رو بهم نشون می‌داد و می‌گفت این پیرمرد کیه؟

1-250-x-333

2- قبل از اینکه باسواد بشم هم کتاب می‌خوندم. [شایدم پاره می‌کردم]

2-250-x-333

3- نامبرده از کودکی به تکنولوژی علاقه داشته و اگر آی‌تی نویسی خز نمی‌شد، احتمالا وبلاگش آی‌تی می‌بود، آن هم از نوع مؤلف

3-250-x-3331

4- به حیوانات علاقه داشت و دارد. [این اردکه رو هم با چوب زدم بدبخت رو و وقتی مرد ناراحت شدم]

4-250-x-333

5- آن روی سگ من [کلا دوبار کچل کردم، ای اولین بار بود و بار دوم هم دوم دبیرستان]

5-250-x-333

خب سالها بود که کسی رو به ادامه‌ی بازی دعوت نمی‌کردم، چون می‌ترسیدم که ادامه ندن و خیط بشم. ولی الان هم پوستم کلفت شده و هم دیدم نسبت یه مقوله‌ی خیطی عوض شده، پس این دوستان رو به ادامه کار دعوت می‌کنم؛ اگر حوصله هم نداشتن فکر کنن این رو ندیدن اصلا، دستور بازی (که خودم نخوندمش) تو وبلاگایی که بالا بهشون لینک دادم هست احتمالا: کیوانفسکی، مهندس خسته، آراز، مرجان، رکسانا، آرام

پ‌ن: اون سه نشه و اینا کاپی رایتش از آق‌فریه

دیدگاه‌ها»

1. MAS - مارس 1, 2009

از هر نظر یک مهندس تمام عیربودید فقط حیف آیتی نویسی خز شد :) )

2. سروش - مارس 1, 2009

واقعا این آی تی نویسی نقطه ی تاریکی در زندگی شما است

3. مرجان - مارس 1, 2009

کلی خنده شد!!
من چون از بچگی خیلی دوست داشتنی بودم هی همه بغلم می کردن و زیاد عکس تکی ندارم.
از این عکس کچلیا هم دارم کرکر خنده. روزی که حس کردم توی نت به آبرو احتیاجی ندارم می ذارمش. :)

4. حدیثه - مارس 1, 2009

4- از همون بچگی، حیوون کُش بودی!!!!! :دی :دی

5. معما - مارس 1, 2009

مردم از خنده محمد!!!!!!!

6. نرگس - مارس 1, 2009

ااااااااااااااااا (همگی به کسر الف) من از این بازیه خوشم میاد…چرا منو دعوت نکردی؟؟؟؟:(…
میگما…من از خردسالی به بچه های بانمک می گفتم “عجب بچه خنگیه”… اصولا خنگ خوبی بود =)))

پی نوشت: ببخشیدا..این اصطلاحیه که یک بار نزدیک بود طوفانی برپا کنه وقتی توی خیابون به یه بچه که بغل مامانش بود و د اشت از خپلی میترکید گفتم واااااااااااای چه بچه خنگیه…میتونی مادر رو تصور کنی نه؟؟؟؟:دی

7. Ãmir - مارس 1, 2009

با 4 موافقم! بیرحم! آدم افتخاراتش رو پابلیک نمیکنه پسرم!

8. وقتی عمو کوچک بود « عمو هوشنگ - مارس 1, 2009

[...] + ، + ، + [...]

9. عمو هوشنگ - مارس 1, 2009

سلام محمد گل
خوبی؟
به سلامتی میبینم که از اون بچه آتیش پاره ها بودیا، بیچاره مرغابیه ;)
ممنون که شما هم شرکت کردی، شما رو با اجازه بین بقیه نی نی ها تو همون پست ، لینک کردیم :D

10. نسیم - مارس 1, 2009

من که خیلی بد اخلاق بودم..خنده بودیاا…گرد گردی

11. ركسانا - مارس 1, 2009

وای چه توپولو بودی !تو عکس آخری بنظر میاد که قصد داشتی تلویزیون بینوا رو واژگون کنی ! دی :
اون اردکه هم که داری میچلونی بد بختو !
حوصله هم داریم مهندس و بازی میکنیم و متتشکریم از دعوتتون .

12. مطهره - مارس 1, 2009

من فک میکردم از همون موقع به دنیا اومدن کچل و گنده بودی که آشکار شد کچل و کچل بودی :دی

13. کاوه گیــــــلانی (لابدان) - مارس 2, 2009

:) ) نامبرده چه تیکه ای بوده :) )

14. محمد - مارس 2, 2009

مس:‌ اوه،‌کلا جامعه‌ی مجازی ضرر کرد :‌))
سروش:‌ رجوع به کامنت بالایی،‌ لطفا :دی
مرجان:‌ بله بله،‌ بر منکرش لعنت! :‌)))
حدیثه: نه آبجی، این وصله‌ها به ما نمی‌چسبه!
معما: برو بمیر!
نرگس:‌ ای بابا، فکر کردم دعوتت کردم،‌ برو عکسا رو بذار که منم بهت بگم خنگ تا بی حساب بشیم. وگرنه مفل مادر اون بچه‌هه باهات برخورد می‌کنم :دی
آمیر:‌ خب بعضی افتخارات باید پابلیک بشن، مثل رضازاده!
عمو هوشنگ: ای بابا،‌ این کجاش نی‌نیه؟ آقاپسر به این بزرگی :‌))))))
نسیم:‌ ای بابا! باز گردگردی از خنگ بهتره :) )))
رکسانا: اوهوم، اردکا خیلی بی‌دفاعن. بعدش ممنون بابت ادامه‌ی کار
مطهره: کچل خودتی کچل،‌من کچل نیستم :‌|
کاوه:‌ خیال نکن کشتی‌گیر و کاراته باز هستیا! میام می‌زنم از 12+1 ناحیه مصدوم بشی!

15. کیوان - مارس 2, 2009

به نظر کار سختیه میاد اما چشم مهندس!

16. کمال - مارس 2, 2009

ای قاتل :) )
مرسی اجابت کردی

17. dreamyscorpio - مارس 2, 2009

اون عکس کچله خیلی خوب بودددددددددددد .. . . از همه بهتر همون بودش :)

18. کاوه گیــــــلانی (لابدان) - مارس 2, 2009

:) ))))) اون +1 ناحیه رو خیلیباحال اومدی ، ما خاک پاتیم

19. teng - مارس 2, 2009

ایشالا به خدمت سربازی که مشرف بشی یکبار دیگه هم کچل میکنی
:)

برادر از دعوتت ممنون، اما ابن بازی الآن برای من در حکم “بازی غیر ممکن” هست. دروغ چرا، آلبوم بچگی هامون در خاک پاک ایرانه و من بهش دسترسی ندارم. شرمنده.

20. آرام - مارس 3, 2009

ممنون از دعوت، پسر جان:)
هر وقت وبلاگی داشتم که خواننده هاش رو خودم انتخاب کرده باشم، حتما عکس های کوچولوییم رو میذارم!
تو یادداشت های فیزیکی دیگه نمیتونم حتی حرف های عادی خودم رو بزنم!:))

21. آرام - مارس 3, 2009

کامنت من کوش؟

22. محمد - مارس 3, 2009

کیوان: ممنون
کمال: خواهش
شماره 17: خب آدرس وبلاگت رو تو پروفایلت وارد کن بفهمیم از کجا اومدی ‌:)
کاوه:‌ ما مخلصیم
مهندس خسته:‌ ایشالا که مشرف نمی‌شم :) )) قضیه‌ی آلبوم رو هم پیش‌بینی کرده بودم :‌)
آرام: خب منطقیه، پس نتیجه می‌گیریم که من کار خوبی کردم که کسی از وجود وبلاگم خبر نداره یا آدرسش رو ندارن :) ‌)

23. سارا - نوامبر 15, 2009

سلام ببخشید شما توی وبلاگ من کامنت گذاشتین آخه در خواست جواب کردین ولی آدرس وبتون رو ندادین البته اگه شما باشین با اسم محمد کوچیکه زود به من خبر بدین ممنونم