در حاشیه جشن یلدا دسامبر 20, 2008
Posted by محمد in روزنوشت.Tags: یلدا
trackback
آمیر یه کامنت برام گذاشت: “شهر هرچی گنده تر باشه، آدم به آدم بیشتر میرسه دلیلشم اینه که کوهاش بیشتر به هم نمیرسن!!” و بچه فنی هم تو این پست بسطش داد.
تو جشن یلدا پرشن بلاگ، کناردست نادر نشسته بودم که نوبت فال حافظ شب چله شد. یه اسم آشنا خوندند و یه چهره آشناتر اومد پشت تریبون، باورم نمیشد، مهدی دوغی خودمون بود، رفیق دوران دبستان و راهنمایی، تفال زد و شروع کرد: یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور… اون همینطور میخوند و خاطرات خوش دوران نونهالی بود که زنده میشد.
هفت هشت سال همکلاس و به غیر اون بچه محل هم بودیم. یه بار بیرون مدرسه دیده بودیمش که داشت دوغ میخورد، همین شد که اسمش رو گذاشتیم مهدی دوغی یا یوقورت. یه قبرستونی قدیمی داشت محلمون که الان پاسگاه شده، اونجا فوتبال بازی میکردیم، مهدی هم کارش این بود که روی یه قبر نزدیک دروازه حریف مینشست و تا توپ میرسید دستش میزد تو گل!
یادش بخیر، دوران ابتدایی مثل هم شاگرد تنبل کلاس بودیم، هرروز میفرستادنمون دفتر و ما هم فردا انگار نه انگار که روز قبل تنبیه شده بودیم، بازم مشق نمینوشتیم ( اوج این ماجرا سال چهارم ابتدایی بود که یه بار قدیما در موردش نوشته بودم)
به سنی رسیده بودیم که تازه یادگرفته بودیم که از دخترها حرف بزنیم، یه روز پیشش حسابی از یه دختره بد گفتم، گفتش “کدومو میگی؟” بعدش چندتا آدرس داد و من تایید کردم که خودشه، گفت: “اینکه دختر خالمه!” حال منو دارین، زود ماست مالی کردم و مشخصات رو عوض کردم!
سال سوم راهنمایی بودیم که با سعید، یکی دیگه از همکلاسی-همسایهها رفتن باشگاه کشتی، یادم نمیره روزی رو که با گوش چسب زده و فیگور کشتیگیری اومده بود مدرسه. پس از اون سال هم از مدرسه و هم از محله رفتند و دیگر کمتر، مجموعا شاید 4 بار دیدمش تا امروز که تجدید خاطره شد.
پس از مراسم رفتم پیشش و هردو ذوق کرده بودیم، کمی صحبت کردیم ولی مزاحمان دور و بر نگذاشتن که راحت باشیم و هی میپریدن وسط حرف، به هرحال اینا رو فهمیدم که دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق هست و بسی بیشتر خوشحال شدم.


چه خوب
هیجان انگیزه
من عاشق غافل گیر شدنم :دی
ما هم همگی از دیدن تو خوشحال شدیم نمی دونستیم اینی که شعر یوزارسیف رو خوند دوست تو بود :دی
خوشا به حالت
این جشن فقط همین یه حاشیه رو داشت ؟
[...] در حاشيه يلدا Tags: فرندفيد, فرزاد, پرشين بلاگ, جشن شب يلدا [...]
ممنون محمد جان بابت گزارشت
آخی چه باحال
چه جالب … دنیای کوچیکیه …
ویدا: ما هم بسی از زیارتتون خوشحال شدیم و شرمنده بابت زحمتی که بهتون داده بودم
کاوه: اگه همه حواشی رو مینوشتم خیلی زیاد میشد.
امین: مخلصیم، شما هم ممنون بابت حظورت و اون شیرینی خوشمزه
خوب شد تو اومدی تهران دوستاتو پیدا کنی :دی
هرچی بگذره بیشتر متوجه میشم که چی بلغور کردم!! عجب…!
بابا این رفیقت خیلی باحاله! باید یه برنامه بذاریم باهاش یه سفر بریم شمال!
اومدم بگم، فیدت خراب شده
آمیر: کاربرد نظریههای بزرگ معمولا بعدها مشخص میشه
)
کیوان: در خدمت هستیم :)
حدیثه: ممنون، درستش کردم
سلام محمدجان پیش تو هم که داره برف می باره
روزهای خوب و شاد و دلپذیری داشته باشی
ماری
چشمم روشن
از من به تو نصیحت به هیچ وجه وارد کار آزمایشگاهی نشی! این کار آخر حماقته! به دردسرش نمی ارزه. تمام مدت باید ذهنت درگیر خرید مواد و وسایل و آنالیز و … باشه؛ این کار هم محدود به دانشگاه خودت نمیشه و مستلزم اینه که به مراکز و پژوهشکره ها و دانشگاه های مختلف سر بزنی و …! خلاصه به نظر من عطاش رو به لقاش ببخشی بهتره. ممکنه کارت خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرش رو می کنی طول بکشه، و این تو جامعه امروز ما اصلا نمی ارزه! با برداشتن پروژه تئوری، خیلی راحت تر و با سرعت و حتی تعداد بیشتری می تونی مقاله ارائه بدی؛ بدون اینکه ذهنت رو درگیر جایی بکنی و دغدغه ای خارج از حیطه ی کاری خودت داشته باشی.
از ماگفتن بود، حالا دیگه خود دانی!
آقای محمد اون پسره تو عکس خودتی؟
ضمناً دوستت چه پسر خاله ی خوبیه!ما که از این شانس ها نداریم …..
منم با نرگس موافقم.
پاسگاه ترسناکی باید باشه.
جدیدن توهم ورم داشته که هر مطلبی رو خوندم کامنت هم گذاشتم ..ای بابا.. همش به خاطر پابه سن گذاشتنه
این تبلیغ گوشه وبلاگت حکایتش چیه؟ نکنه میخوای تو آب بزایی؟؟ یعنی بالاخره به آرزوت رسیدی؟
آرام: ممنون، حواسمو جمع میکنم!
مریم: نه، من پشت دوربین هستم
مطهره: نویسندهش یکی از دوستان وبلاگیه که خدمت شوهرشون هم ارادت دارم!
خیلی از اینجور اتفاق ها ذوق می کنم. چه خوب که نوشتینش
[...] حاشیه جشن یلدا از وبلاگ “آجر پاره” و عکس نوشت “روح الله هاشمی طاهری” از نمونه [...]
mamad joon
axe partihaye zirzamini ro bezar bebinim
shakhsi b name milad khorsandi k nemikhast esmesh fash beshe yeki az azaye in bando shenasayi karde b name m.s