شبهای روشن آگوست 28, 2008
Posted by محمد in عمومی.trackback
جنایت، مکافات، قتل، متهم، روانشناس، اینها تصوراتی بود که از نوشتههای داستایوفسکی (یا مثل جیزی که تو کتاب هست “داسایوسکی”) داشتم و با توجه به اونها دم دست ترینشون را گرفتم تا از یه داستان جنایی جیگرم حال بیاد! اما کور خونده بودم! کتاب (“شبهای روشن + پنج داستان دیگر”) تقریبا عاشقانه بود. نه مثل داستانای خرکی عشق شاهزاده و گدا، نه، عشق گدا به گدا که دو طرف داستان یکی در میون برای هم تریپ بدبختی میومدن و پز میدادن، یکی کهنه قبایش را میفروخت برای طرف شیرینی میخرید و دیگر پس اندازش را میداد از برای کتابی برای معشوق! داستانهاش مال زمانیه که هنوز دستگاه فتوکپی اختراع نشده بود و تو ادارات کارمند دون پایهای با حقوق بخور و نمیری وجود داشت که کار دستگاه کپی رو انجام میداد و از نوشتهها رونوشت میگرفت! و یه نمایی (سیاهنمایی) از سنتپترزبورگ اون زمان به ما میده. مثلا نکاتی مثل اینکه بیشترشون تو خانههای بزرگ استیجاری و در کنار باقی مستاجران زندگی میکردند، هر چقدر هم که مفلوک بودند، بازم کلفت و آشپز داشتند، کتاب میخوندن و مریض بودند.
تو داستانها خوب روی ریزه کاری شخصیتها مانور داده، اما در زمینه کشت و کشتار ضعیفه و سر و ته کتاب رو بزنی فقط یه خودکشی داشت که اونم زیاد جالب نبود!
این کتاب رو از دوستی گرفته بودم (در واقع سفارش داده بود و خودم براش خریده بودم) و این دوست گرانقدر جملههای مهم را هایلایت کرده بود، برای مثال این جمله “به سوی من آمد و در حالی که انگشتان خود را ملتمسانه در یکدیگر فرو برده بود.”اینکه چطور این جملات، مهم تشخیص داده شدهاند چیزی بود که از درک من خارج بود!
خلاصه از خوندن کتاب پشیمون نیستم و ازین که دو نفر هم تو نمایشگاه کتاب از رو دستم این کتاب رو خریدند عذاب وجدان ندارم. امتحانش کنید اما 5500 تومن برای این کتاب زیاده، اگر رفیقی، کتابخونهای، جایی این کتاب رو داشت بخونیدش، وگرنه ولش کنید.
اینم بگم که درد و بلای مترجم این کتاب بخوره تو سر مترجم اینیکی کتاب!


سنتپترزبورگ؛ مرا به یاد آن تله تئاتری که چند سال پیش در شبکه 4 سیما میگذاشت افتادم، بازرسی از سنتپترزبورگ به شهری دیگر آمده بود ولی مردم آن شهر فردی فریبکار و دستیارش را بجای آن بازرس اشتباه گرفته بودند….
به به! قبولي ارشد مباااااااااااارك باشه پسر جان. اميدوارم موفق باشي.
اول سلام، قبولی ارشد رو تبریک میگم امیدوارم باز هم با خبرهای خوب ما رو شاد کنی…. موفق باشی..
.
.
.
راستی تو که با کتاب پدر کشتگی داشتی چطور شد زدی تو کار کتاب؟!
محمدجان حالا که به سلامتی ارشد قبول شدی،مختو از این اراجیف پر نکن،یه چند وقت دیگه بدجور محتاج این فضاهای خالی می شی
سینا: منم معمولا یاد تیم فوتبالشون، زنیت میافتم :)
))
))
آرام: ممنون
فرشاد: سلام، ممنون،کتاب هم از سر بی کاری بود و اینکه از اینترنت خسته شدم، وگرنه دست به این کارا نمیزنم!
کوچه باغ: اصولا اینا چون تن هستن زیاد جا نمیگیرن، ولی اگرم جا کم اومد فرمتشون میکنم
داستان خوبیه و از اون بهتر فیلمیه که ویسکونتی از روی این کتاب ساخته با بازی مارچلو ماسترویانی به همین اسم فوق العاده است به خصوص صحنه ی نهایی فیلم که مرد(مارچلو) دوباره تنها می شه رضایت دیدن این فیلم برام بیشتر از خوندن کتابش بود بر عکس خیلی از اثار اقتباسی
مهندس جان خیلی خوشحال شدم از بابت قبولی در ارشد، اما یادت باشه اگه بری ارشد باید تا دکترا هم بری ها. به امید پیروزی ها و موفقیت های بیشتر. خوشحال شدم.
شیرینی که ندادی! دانشگاه هم که قبول شدی، کتاب هم می خونی! اینترنت هم که کم میای!
بازم دم کمال گرم که عکس کیک رو نشونمون داد
من هم به لطف خدا از زلزله علوم تحقیقات قبول شدم –
زبان 3.3 ریاضی 38.6 مقاومت 30 تحلیل 35 خاک 20
سیالات 26.7 بتن وفولاد30
لطفا در صد های خودت اعلام ویا تونستی میل کن.ممنون
1. 5500 تومان پول یک پیتزاس .
2 . اگه فیلمشو ندیدی ببین . باز هم ضرر نمی کنی . کارگردان : فرزاد موتمن .
بازیگران : هانیه توسلی . مهدی احمدی .
کی ارشد زلزله قبول شده . من امسال میخوام اونجا شرکت کنم اگه میشه لاگین دیتایلتو بده من خودم با چشمای خودم کارنامتو برم ببینم email : castes57@gm,ail.com حتما حتما برام میل بفرست. ممنون منتظرم هاااااا
کی ارشد زلزله قبول شده . من امسال میخوام اونجا شرکت کنم اگه میشه لاگین دیتایلتو بده من خودم با چشمای خودم کارنامتو برم ببینم email : castes57@gmail.com حتما حتما برام میل بفرست. ممنون منتظرم هاااااا
میتونید لیست آثار داسایوسکی برام ئشهم نخدهی سپاس گذارم از همه تون.
ehsan.shobayri@gmail.com
میتونید لیست آثار داسایوسکی برام mail کنید سپاس گذارم از همه تو
ehsan.shobayri@gmail.com