کل کل آوریل 30, 2008
Posted by محمد in عاقل اندر سفیه.trackback
نفر اول: 5 تا پلمپی هم میزنم برات
نفر دوم: سفید 98 درجه بدون آب میزنم برات
نفر سوم: صنعتی میزنم برات!
- فرداش نفر سوم مرد
- این داستان کاملا واقعی نیست، در داستان واقعی همشون صنعتی خوردن ولی سومیه بیشتر خورد و مرد
- کسی نگفت که سومی بیشتر خورد و مرد، همه گفتن بدبخت کم آورد!


می گما کاش بیشتر توضیح می دادی. من بالاخره نفهمیدم چی شد!
( من اینجوری گرفتم
98 درجه یعنی همون 98 درصد؟
صنعتی یعنی همون الکل سفید؟
پلمپی یعنی کارخوونه ایش؟
به آرام: صنعتی که همون سفید نیست!… صنعتی از اون نارنجی رنگ هاست که توش سم داره و چشم رو کور میکنه!
ولی 98 درجه همون 98 درصده! پلمپی رو من هم نگرفتم…
به محمد: پیشرفت در مینیمال هم چنان مشاهده می شود! تبریکات!
آرام و بهزاد: پلمپ در اصطلاح به ودکا و ویسکی و امثالهم که تو قوطی و پلمپ شده به دست مصرف کننده میرسند، گفته میشه!
اون دو تای دیگه کور چیشون شد؟ الان کور شدی؟!
آخه محمد
ببینم تو اهل کلی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بچه فکلی تو برو به صنعتی شناسیت برس .
در ضمن 2 تا آدم سالم هم تو این جامعه باشه شما با معلومات صنعتی شناسیتون اونا رو هم مثل خودتون می کنید…….
بای بای……………………….
راهکری برای جلوگیری از ترشیده شدن دختتتتتتترا
يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.
2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.
3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه ميگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه
مي رنجم.
4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن ميافتين