دل خوش؟ آیا؟ آوریل 1, 2008
Posted by محمد in روزنوشت.trackback
خیال داشتم برای روز سیزدهم طبق روال دروغ 13 سرهم کنم، ولی الان دیگه ملت همه حواسشون هست و سعی میکنند کمتر سرشون کلاه بره- ولی بازم میره، منتها گشادتر از گذشته- مثلا میگفتم که پروژههام تموم شده یا اینکه مستر پرزیدنت گفته “مهرم حلال، جونم آزاد” که البته اگر این قضیه در مورد آقای الـهـام بود باور پذیرتر میشد. اما مساله اینجاست که شاعر و روزنامه نگار معروف گفته “دل خوش سیری چند”، انصافا اینکه شاعر و روزنامهنگار معروف بوده یا نه مهم نیست، مهم اینه که داشتن دل خوش در این برهه زمانی … آره درست فهمیدید، خیال دارم غر بزنم یا به قول یکی درد دل کنم (شما همون غر بخونید) شایدم آه نرگس و عادله و شهرزاد که بهشون گفته بودم غرجانبانو گرفته باشتم، آخه میگن آه بچه میگیره، اما مساله اینجاست که ایشان بچه نیستند که هیچ، کلی هم بزرگند! آری برادر بدبیاریها ادامه دارد، دیروز فهمیدم تمام آنالیز سازهم اشتباهه یعنی تمام M3 ها زیر یک بودند که تابلو غلط بود، بعدش آنقدر اینور اونورش زدم که کل فایل نابود شد، فایل پشتیبان داشتم اما تو فلش ذیسک micro vault سونی بود که در ادامه سوختن وسایلم جوانمرگ شد و در سن دوماهگی سوخت. تا باشد که احتمالا عملیات فارغالتحصیلی ما به گیر سه پیچ دچار آید. تازه غیر فایلهای ETABS کلی هم عکس داشتم که فقط اون تو بود و جای دیگر نبود. از طرفی هم تصمیم هایی بر خرید یک خرمگاپیکسل گرفتهام و میترسم که آن هم بسوزد، خرافات نیست برادر، علم آماره! الان هم که 13 بدر باشد و من هم در یک کیلومتری ساحل و جنگل قرار دارم، هنوز هیچ برنامهای برای رفتن به طبیعت ندارم. تازه چندتا موضوع ناخوشایند دیگر هم هست که قابل مطرح شدن نمیباشد! خلاصه انگار این غمباد آخر تعطیلات که همیشه در طول دوران تحصیل وجود داشته، امسال هم که دیگه درس و مشقی بعد از عید منتظرم نیست، باز هم حیفش آمد که تنهایم بگذارد.
پ ن: این موضوع پروژه ما هم داستانی شدهها! میدانم که سال بعد همین موقع فقط خاطرهاش مانده، اما اونقدر داره پیچ میخوره که اگر تا دو هفته دیگه تمامش کنم، حاضرم یک سور غیر دیجیتال بدهم!


آخ جون! منم دعوت؟!
به گمانم شما برنده ی شانس الهی شده اید و اگه در این مدت کلاغی کبوتری جوجه ققنوسی روی سر شما کار خرابی نکرده باشد دچار تعجب یکهویی میشوم و همدردی مرا بپذیر که پای پروزه ام;)..منم دعوت؟
عیب ندارد حل می شه. اصلا شیرینی پروژه ها به همین مشکلانشونه!
ما که نفهمیدیم اینا چی بود ولی مثل اینکه خیلی بهت خوش می گذره. :دی
اين نيز بگذرد!
آخ یادش بخیر، یه همچین بلائی سر من اومد با sap 2000. حالا شما با EATABS حال کنین. من استد 3 رو ترجیح می دادم.آخه کی پرسید از من اینا رو!!دست خودم نیس، الان تو مکانیک غرقم، اما باز چشام دنبال عمرانه.
برنامه رکاوری جواب نداد؟؟؟ می تونی با یه رکاوری خوب همشو برگردونی ها.
به دلت بد راه نده، بگیر این خر رو، می خوایم عکسهای خوشگل وطنی ببینیم!
Thanks for the links
شبستان: چرا که نه؟!
الهام: فکر کنم جوجه قراب نسیب من بشه! یعنی شما هم پروژه داری؟
شهرزاد: آخه مسئله اینجاست که سر موقع باید حل میشد که نشد!
کمال: آره، جای شما خالی!
دکتر کرامالدینی: انشالاه که به خیر بگذرد!
سعید: نه فایل پاک نشده که، کل پیش فرضها و اسم هایی که برای تیر و ستونها گرفتم قاطی شده و من هم نمیتونم باهاش کنار بیام و باید از اول مدلش کنم و باهاش ور برم! در کل پروژه اینطوریه که با ETABS تحلیل میکنی و با دست طراحی که الان تو تحلیلش مدتهاست گیر کردم وگرنه طراحی مشکلی نداره، در کل 2 تا ستون و 5 تا تیر باید طرح بشه و زیاد نیست! این خر هم ببینم چه پیش آید؟!
شهرزاد: قابل نداشت، هرجا مشکل داشتی هم بپرس!
امسال همه فارغ التحصیلا به مشکل پروزه برخورد کردن! منم اولیش! و تعطیلاتی که زیر سایه ی وسیع اون به هدر رفت!
سلام.
شرمنده از اینکه برای عرض ادب و گفتن تبریک سال نو دیر رسیدم،با این حال امیدوارم سال خوب و پر برکتی در کنار خونواده داشته باشی و باز امیدوارم امسال سال رسیدن به آرزوهای شما هم باشه.
سال نو بر شما و خونواده محترمتون هم مبارک