موش را بکش! مارس 24, 2008
Posted by محمد in عاقل اندر سفیه, عمومی.Tags: موش
trackback
نمیدونم اسمش را چی میشه گذاشت، سادیسم یا چیز دیگری؟! ولی یکی از تفریحات سالم من کشتن موش به طرق مختلف هست. موش که همه جا ریخته و باقی لوازم هم با کمترین هزینه جور میشود. امتحان کنید حتما خوشتان میآید.
نکته: اگر رقیقالقلب هستید، به جای ادامه مطلب، این یادداشت از برادر فتحی را بخوانید و دیگه پایینتر نروید. اما اگر قصیالقلب هستید اول برین اون مطلب را بخونید، بعدش بیاین این را بخونین تا لذتش افزون شود!
الف: نمیدانید چقدر لذت دارد که موش را با اسلحه بزنید! برای اینکار به یک تفنگ بادی ساده 4.5 میلیمتری نیاز داریم – نمیخوایم فیل بکشیم که؟! – به هر حال چند روش وجود داره:
1- قلم قاصر از وصف لذتش! لب رود ایستادی، آقا موشه داره روی آب شنا میکنه، لولهی اسلحه مسیر حرکت موش را دنبال میکند و یکدفعه بنگ! جهت حرکت موش همجهت جریان آب میشه! این مدل کشتن خیلی مهارت میخواد! باید نشانهگیریات خوب باشه، باید سرعت ساچمه و موش را تخمین بزنی و در موقعیت مناسب شلیک کنی! و حتما باید سر موش را بزنی وگرنه نمیمیرد و در میرود!
2- میگردی و سوراخ موش را پیدا میکنی، موش ها معمولا اول سرشان را بیرون میآورند، در این لحظهی کوتاه است که باید تیر را در بین دو چشم موش بزنی! پس از شلیک موش مثل موشک از سوراخ بیرون میپره و میمیرد!!!!![]()
3- مسیر رفت و آمد موشها را شناسایی میکنی و موشها را در حال حرکت میزنی. لذت کشتن در این روش آنجاست که اگر تیر به سر موش نخورد باز هم فرصت داری که تیر خلاص را بزنی! (معمولا تا تو سر موش نزنی، نمیمیره)
4- یک تکه گوشت بر میداری و با نخ به جایی میبندی، موش فلک زده که به سراغش میاد، مشغول ور رفتن با گوشت میشه و شما فرصت دارید با خیالی آسوده به سر موش شلیک کنید. این روش مخصوص مبتدیهاست چون زمان بیشتری در اختار هست. اگر هم خوش سلیقه باشید و زمینهی سفید را برای قتلگاه در نظر گرفته باشید میتوانید از پاشیدن خون قرمز بر صفحهی سفید لذت برید.
ب: به تلهای نیاز داریم که موش را سالم و زنده بگیره، یه مدلی هست که مثل قفس میمونه و وقتی موش داخلش میشه درش بسته میشه. اگر موش را با این وسیله گرفتید راههای مختلفی برای کشتنش وجود دارد. (اگر دیدید که موش تو تله مرده باور نکنید، خودش را به موش مردگی زده!)
1- آمپول هوا: این روش تقریبا سادهترین روش هست. یک سرنگ را پر از هوا میکنید و تو تن موش فرو کرده و خالی میکنید و موش در لحظه میمیرد! به همین سادگی! تنها مشکل این کار اینست که موش کمی مقاومت میکند و با ورجه وورجه نمیگذارد که سوزنش بزنید که با کمی تمرین راه میافتید.
2- کشتن با بیل: یک بشکه 200 لیتری بدون سر و ته لازم دارید و یک بیل معمولی. اول بشگه را به صورت عمودی قرار داده و موش را داخل بشکه میاندازید؛ موش شروع میکند به چرخیدن دور بشکه و گه گاهی هم میپرد و اگر دیر بجنبید فرار میکند. شما باید با بیل گردن موش در حال حرکت را قطع کنید اما اگر خوب نزینید و بیل به کمر موش بخورد، یه وَری روی زمین دور خودش میچرخد و باید با ضربه دوم کارش را تمام کنید. این وسط اگر نوک بیل تیز باشد، شکم موش معمولا پاره میشه و رودههاش بیرون میزنه اما اگر بیل کند باشه فقط فلج میشه!
3- اگر موش بزرگی بگیرید که دمش هم از تله بیرون مانده باشد شانس آوردهاید! ابتدا نخی به دم موش میبندید و سپس از جایی آویزان میکنید. به محض ول کردن، موش سعی میکند که نخ را پاره کند، این یعنی هیجان یعنی تنها چند ثانیه فرصت دارید موش را بکشید! تفنگ را میگیرید، کله موش را نشانه میروید و شلیک! پس از کشتن موش یک مرحله دیگر هم هست و آن زدن دم موش با تیر و انداختنش روی زمین هست!
پ: حتما تلههای ساده را دیدهاید که گردن موش را میزند. برای هیجان انگیزتر کردن داستان، باید کمی تغییرات روی تله انجام بدهیم. خیلی ساده، از زیر به تله میخ میزنیم به طوریکه نوک میخها از بالای تله بیرون زده باشه، اینطوری وقتی تله موش را میزند، میخها به تن موش فرو رفته و کلی خونریزی راه میافتد و حالی به حولی!![]()
ت: اینطور کشتن را تا به حال آزمایش نکردهام، سوسول بازیه، اما میتونه شیوهی خوبی برای سالم گرفتن موش و انجام اعمال بعدی باشه، مثلا همیشه دوست داشتم که شکم موش را باز کنم و در یک مرحله هم تا پای عمل پیش رفتم که دستیارم (!) جا زد، گفت موشها طاعون دارند! (عکس از کوچه باغ، برای سایز اصلی کلیک کنید)


من فقط تیترهاشو خوندم … آمپول هواااااااا !!!! شوخی میکنی
خشونت… در این روزها که انسان ها یکدیگر را به گلوله می بندند، تفریح آدم ها به بریدن دم گربه ها و پوکاندن مغز موش ها تبدیل شده…(با لحن “در جنگل های تاریک آمازون” خونده شود
حالا خودمونیم عمرانی ها هایپر شدن؟[چشمک]
خشونت… در این روزها که انسان ها یکدیگر را به گلوله می بندند، تفریح آدم ها به بریدن دم گربه ها و پوکاندن مغز موش ها تبدیل شده…(با لحن “در جنگل های تاریک آمازون” خونده شود
حالا خودمونیم عمرانی ها هایپر شدن؟[چشمک]
بسی از این روحیه خشونت بارت می ترسیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
بابا شما ها چقدر خشنین!!!
روشهای با تفنگ عالی بود! در مورد بند دو الف هم فکر کنم به چشمش بزنی هم هیجانی تر باشد هم نشانه گیری بهتری می خواد! اما آمپور هوا راه خوبی نیست چون باید به موش دست زد!… یک راه خوب دیگر هم می تواند شکنجه دادنش باشد, مثلا دست و پاش رو ببری و بگذاری با خونریزی بمیره! و یا نمک بپاشی به بریدگی ها!!
ببین تا حالا امتحان کردی وقتی موش در حال دویدن هست با لبه بیل بکشیش؟ یا جوری با کف بیل بزنی که قالبش بیفته رو خاک؟ اینها از تفریحات سالم بنده در زمانی بود که تو باغچه حوصله ام سر می رفت! یه بار ضربه به شدتی بود که دسته بیل شکست!!
من نمیدونم تو چه اصراری داری که اینقدر قسی القلب جلوه کنی…
ایشششششششششش
ای که الهی جز جیگر بزنی .
ای که الهی به زمین گرم بخوری
: دی
در ضمن من همین الان نشان افتخارم رو دریافت کردم !
من غر می زنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واقعن که . تو برو موشتو بکش . یعنی چی حرف در میاری واسه دختر مردم . هاننننننننننننننننننننننننن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باورت میشه باورم نمیشه؟؟؟؟؟؟؟!!
1- سال نو مبارک! امیدوارم سال خوبی داشته باشی( با لهجه افغانی بخوون، می دونم زیاد با این لهجه سر و کار داری!).
2- خیلی بد جنسی. آخه آدمیزاد می تونه تا این حد قصی القلب باشه؟:((
گناه دارند حیوانات خدا اینجوری ترتیب جانشون رو میدی پسر!
من يه روش جالب دارم
ميگم دم موش رو بگيريم بعد محكم بكوبونيش زمين تا دل ورودش از هم بپاشه
اين روش رو تست كردم
خيلي جواب ميده
آخر بي رحميه
لیلی: سریعترین را همین کشتن با آمپوله، در لحظه و بدون خونریزی میکشه!
))
)
نیلی: با اون لحن چقدر خفن میشه! هایپر یعنی بد؟! (با لحن اقدس 5 ساله از تهران بخون)
فتحی: تقصیر من نیست، تقصیر فیلمهای اسکورسزیه!
محمدجواد شکری: تکذیب میکنم!
شهرزاد: نه، خوشم اومد، داری کمکم راه میافتی! اما آمپول خوب نیست چون باید دست زد بهش، اما قطع کردن دست و پا نیاز به لمس موش نداره!!! در ضمن حیوان که شکنجه سرش نمیشه، پس باید زودتر خلاصش کرد.
سعید: نه اینو امتحان نکردم، اما یه بار تو سوراخ موش آنقدر آب ریختم که بدبخت اومد بیرون من هم داس دستم بود و زدم هش نخورد!
نرگس: یعنی قصی را اشتباه نوشتم؟! قسی درسته؟
کمال: اوا خواهر، چه همچین میکنی؟!
عادله: آبجی هنوز نفرینهای موقع شکار قو پاک نشده، اومدی بازم نفرین بارم میکنی؟!
الهام: نه، نه
آرام: ممنون. ولی به این صورت خیلی سادهتر از سم میمیرند. مرگموش اینطوری کار میکنه، ویتامین دی موش را نابود میکنه، خون لخته نمیشه، موش بدبخت به علت خونریزی داخلی و در طی مدت یک هفته میمیره، یعنی زجر کش میشه!
فرشاد: اینطوری باید موشه کوچولو باشه، اما اگر سایزش نزدیک به گربه نره شد دیگه نمیتونی چنین کاری کنی و قبل از هر چیز دستت را گاز مگیره!
تو منو یاده برادرم راکی میندازی. وقتی رفت آمریکا خیلی ناراحت شدم!!
من منظورم استثنائا ایندفعه ایراد املایی گرفتن نبود… حالا تو اونجوری هم برداشت کن..اینقدر غرق این قساوت بودم که اصلا حواسم نبود که باید ازت غلط املایی هم بگیرم:دی
من به شدت رقیق القلب هستم!پس نخوندم!
تو دیگه خیلی باحالی!
اگرچه که معتقدم خلقت سه موجود شریف یعنی سوسک، مگس و البته موش احتمالا جزء اشتباهات آفرینش می باشد! ولی با اینحال با بعضی از این روش ها مثل آمپول هوا خیلی هم موافق نیستم!
وقتی محمد “وندال لازم” می شود….
پس خاله ای دارم که فقط علاقه به سوزاندن موش داره! شمارشو می دم با هم یه گپی بزنین!
سوسل بازی چیه با تفنگ ؟! چکمه بپوش و تقققققققق بزن تو کلش با پاشنه چکمه!
راستی مواظب باش که انجمن حمایت از موش ها برای سرت جایزه تعیین کرده!
شبستان: راست میگی؟! پس یادم باشه ایندفعه که اومد پیشم بگم یه زنگی بهت بزنه!
نرگس: ولی مگه قصی از قصاب نمیاد؟ اگر اینطور باشه درسته دیگه!
باران: خب اینو نخوندی، ولی اونم نخوندی!
بچهفنی: نه، آمپول هوا خیلی هم حال میده!
مرجان: وندال داستانش جداست آبجی!
کاوه: حرف از انجمن حمایت نزن که یک بار در رابطه با شکار قو محکوم به مرگ شدهام!
دمت گرم، بسيار آموزنده بود…
ایول!
اون وقت شبستان به من می گه قاتل موش کش؟!
روش های بسیار جالبی بودن اما اون کشتن موش با اسلحه بادی بود؟ نه؟
خیلی چندش آوره که بخوای یه شکم موش رو باز کنی، پیشنهاد می کنم نکنی، می ترسم غش کنی
موش رو بگیر، روش نفت بریز و آتیشش بزن بعد بشین ببین صد متر رو تو چند ثانیه میدو…
این روش منه!!
mer30 az mohabate shoma to sale no avare va shokofaei nabayad koshy janevare ra
مرسی نبوغ! :دی
lhما این همه شهید ندادیم که آخرش جوانانمان بشن این الان روحه امام خمینی میدونین داره چه زجری رو تحمل میکنه . به خودتان بیآید و از امتیازاته خود چرا بس که ناچارن زیرا برایه اینکه هرگز نبایستی متحملن وجود . امام خمینی