jump to navigation

تمام شد! فوریه 6, 2008

Posted by محمد in روزنوشت.
Tags:
trackback

                     rofagha 
                          تعدادی از رفقا در عروسی یکی دیگر از رفقا

دانشگاه هم تمام شد! دانشگاه 9 ترمه تمام شد. این چند وقتی داشتم فکر می‌کردم که شروع دوستی گروه رفقا از کجا بود؟ به نتیجه‌‌ای رسیدم که بی ربط به 9 ترمه شدنم نیست. ظاهرا اون ترمی که ما وارد دانشگاه شدیم، از بالا دستور داده بودند که امتحان ریاضی را آسون برگزار کنید، ما هم اعتقاد خاصی به تقویت پایه داشتیم. این شد که تو امتحانی که به طرز حال بهم زنی آسون طراحی شده بود، قبول نشدیم، یعنی نخواستیم(!) قبول بشیم. ازبین هزاران نفر که با ما ریاضی داشتند، 10 - 12 نفر این درس را افتادیم و ترم بعد تقریبا یه کلاس خصوصی داشتیم. این چند نفر علاوه بر اعتقاد مشترک بر قوی شدن پایه، کینه مشترکی هم نسبت به استاد قبلی داشتیم، آخه درسته که ما می‌خواستیم پایه‌مان قوی بشه، ولی این دلیل نمی‌شد که بهمون 7 بده، باید مثل بقیه اساتید 9 می‌داد! این شد که یک سری از رفقا همون ترم اول مشروطی را تجربه کردند. تنفر از استاد هم از آنجایی خودش را نشان داد که وقتی استاد جدید کتابی نوشته‌ی استاد منفور را معرفی کرد، یکی از بچه‌ها فحش باحالی نثار استاد کرد و این شد که استاد جدید هم از خیر کتاب بگذره! خلاصه هسته اصلی رفقا از همینجا شکل گرفت. یه سری رفقا هم که سر ریاضی از ما جلو زده بودند، در استاتیک به ما ملحق شدند. ولی تا ریاضیات را پاس کنم حسابی داغون شدم، اینقدر این چرت و پرت‌ها را چند بار چند بار خوندم که دیگه حالم داشت از هرچی دانشگاه بهم می‌خورد و می‌گفتم این بود مهندسی؟ این که همش انتگراله؟! کلا هیچ انگیزه‌ای از درس خوندن نداشتم و فقط محض وقت تلف کردن دانشگاه می‌رفتم. خیلی اوضاع وحشتناکی بود.

اهل فن می‌دونند چه خبره! یه درسی هست به نام استاتیک که شروع مهندسی به حساب میاد. این درس را معمولا ترم 2 می‌گیرند و بعد از پاس کردنش تقریبا دست آدم برای گرفتن دروس تخصصی باز می‌شه. من استاتیک را ترم 4 برداشتم! یعنی از همون اول 2 ترم عقب افتادم، اوضاع جوری بود که همه بهم می‌گفتند اگر 11 ترمه تموم کنی شاهکار کردی! ولی استاتیک و استادش باعث شدند که تازه لذت درس را بچشم و بفهمم که به غیر از انتگرال و کوفت و زهرمار، چیزای قشنگی هم تو این رشته پیدا می‌شه و از اینجا بود که به شدت به درس علاقه مند شدم و سعی در جبران عقب افتادگی‌ها کردم. یاد استاتیک هم به خیر! هفته‌ای 2 روز کلاس داشت و با اون کتاب 40 دلاری‌اش حتی جاهایی که خود آقایان جانستون و بی‌یر هم نخونده بودنش را به ما درس داد و امتحانی هم گرفت که 70٪ افتادن وخدا را شکر من پاسش کردم، یکی از رفقا ترم 7 تونست این درس را بگذرونه!

وقتی دبیرستان تموم شد، خیلی ناراحت بودم، ولی دیدم که دانشگاه خیلی بهتره! پس الان که دانشگاه تموم شده ناراحت نیستم، چون مطمئنم که از شغل آینده‌ام لذت خواهم برد!

پ ن: خودم هم تو عکس بالا بودم که با استفاده از یه چیزی به نام فتوشاپ، محذوف گشتم!

دیدگاه‌ها»

1. Ehsan Moslehi - فوریه 6, 2008

مبارک باشه، من اگه ده ترمه تموم کنم معجزه شده!

2. maryamss - فوریه 6, 2008

چه جالب منم دقیقا احساس تو رو دارم.دیگه از این جوری درس خوندن لذت نمی برم.ولی 9 ترمه که زیاد نیست.بچه خرخونا 8 ترمه تموم می کنن وگرنه برای رشته های لاقل مهندسی 9 ترم خیلی عادیه

3. فرشاد (ترناس) - فوریه 6, 2008

دقيقا سرنوشتي كه براي تو گذشته داره سر من مياد.
رياضي 6 رو افتادم و به مشروطي خيلي نزديكم
زيبان عمومي هم با اينكه به درسش خيلي علاقه داشتم افتادم
ترم بعد هم استاتيك دارم كه خدا رو شكر فيزيك رو پاس كردم تا بتونم بگيرمش.
راست ميگي يه حالت تنفري به اين درس رياضي پيدا كردم كه نگو. همش انتگراله اوه…
به هر حال بهت تبريك ميم فارغ التحصيل شدي… مباركه مهندس

4. فرشاد (ترناس) - فوریه 6, 2008

انگار من خيلي غلط املايي دارم پست قبلي رو خودت اصلاح كن

5. مینا(سس خور) - فوریه 6, 2008

سلام رفیق
من هنوز دانشگاه نرفتم اما می دونم تموم شدن چیزی که این همه سال بهش عادت کردی چقد سخته ولی به قول تو با داشتن یه آینده ی خوب همه چیز قابل تحمل میشه
ضمنا منم علاقه ای ندارم دبیرستان تموم بشه ولی فقط یه ترم مونده و من فکر می کنم نمی تونم تحملش کنم مگر اینکه به قول تو دانشگاه بهتر باشه
بهت تبریک می گم موفقیت بزرگی نصیبت شده مبارکه
به منم تونستی یه سر بزن
از وبلاگت خیلی خوشم می آد نمی خوای ببندیش که؟
تا بعد…

6. چشم غمگین - فوریه 6, 2008

چقدر هم که زیبا درست کردی تو فتوشاپ! هیچ فکر نکنی که معلومه ها… : – “

7. از زندگی - فوریه 6, 2008

سلام و عرض تبریک فراوان !!!!

8. منوچهر سابق ! - فوریه 6, 2008

خب مهندس جان ما به کمک شما نیازمندیم …..

9. فؤاد - فوریه 6, 2008

خوش به حالت من که اگه اخراجم نکنن هنوز در خدمت دانشگام!

10. کمال - فوریه 6, 2008

ما هم ریاضی 1 را دوبار پاس کردیم، ولی اونجا حلقه ی دوستان به این بزرگی نداشتیم چون همه ی کلاس دخترای نچسبی بودند. فقط 4 تا پسر بودیم.
مبارکه مهندس!

11. محمد - فوریه 7, 2008

احسان: آقا تمام زندگی بشریت معجزه‌ است! انشالا 8 ترمه تمومش کنی بره!
مریم: نمی‌دونی برای همین یه ترم هم چقدر نگاه‌های سنگین روم بود. همه می‌پرسیدن که مگه چند ترم مشروط شدی؟ وقتی هم می‌گفتم هیچی، پیش خودشون می‌گفتند که عجب دروغگوییه!
فرشاد: آخه غصه نخور، این نیز بگذرد. به نظرم باید برای پاس کردن این درس‌ها روی اساتید شناخت پیدا کنی! یعنی مثلا یه استاد به تعداد صفحات پر شده نمره می‌ده، یکی دریت شبیه جزوه می‌ده. خلاصه تجربه‌ش را بدست میاری! :‌)
مینا: ممنون! وبلاگو ببندم؟ آبجی تازه دارم رو دور می‌افتم! :‌)
چشم غمگین: ببین آبجی! من سالی دوبار با فتوشاپ کار می‌کنم. این را هم کمتر از یک دقیقه براش وقت گزاشتم. انتظار بیشتری نبیاد داشت. (پیش خودمان بماند، ده ساعت هم روش وقت می‌گذاشتم هم هیچ غلی نمی‌توانستم بکنم!!)
از زندگی: خیلی ممنون :‌)
منوچهر: آقا ما همه‌جوره در خدمتیم!
فؤاد: خیلی مخلصیم! انشالا که مشکلی براتون پیش نیاد!
کمال: آره! تا تعادل نسبی جنسی به وجود نیاد نمی‌شه حلقه مختلط درست کرد. تو دانشگاه ما درست برعکس بود!

12. modir - فوریه 7, 2008

امروز برای آخرین بار رفتم اتنتخاب واحد . دلم گرفت . امیدوارم تو کسب و کار هم موفق باشی . خواستم مچتو بگریم آقای فوتوشاپ کار یاد مچگیریای قبلی افتادم منصرف شدم .
خوش باشی آجر پاره

13. آرام - فوریه 7, 2008

مبارک باشه.
آخه پسر خوب، عمران هم شد درس که 9 ترمه تموم کردی؟
ولی خدایی این استاتیک شما رو که دیدم دهانم باز موند، نه از سختیش ها بلکه از آسونیش. خدا وکیلی خیلی خیلی خیلی آسونه. می شه شفاف بگی کدوم قسمت استاتیک تون سخت بود؟
خودت رو لوس نکن و عکست رو بذار چشممون به جمالت روشن شه!

14. ناشناس - فوریه 7, 2008

راستی یه خبر جدید! قراره تو ارشد بهتون یه واحد دیگه اضافه بشه. روان شناسی برخورد با کاگر افغانی!

15. م.ن.ش - فوریه 7, 2008

خوب آقا ، مبارک باشه . من وقتی دانشگاهم تمام شد خیلی دپ شدم ، ولی خدا رو شکری خیلی زود رفتم سر کار و سرگرم شدم و از اون جو بیرون آمدم . اما هنوز هم بعد از گذشت 3 سال < با بیشتر هم دوره ایهام در تماسم و هنوز هم بهترین خاطراتم به مال زمان دانشجوییمه .

16. نرگس - فوریه 7, 2008

به سلامتی و میمنت..انشالله شیرینی قبولی فوق لیسانس و شام دفاعیه فوق لیسانس و نهار قبولی دکترا و مهمانی دفاعیه دکترا و صبحانه قبولی پست دکترا و صبحانه و نهار و شام هیات علمی شدن… :دی…
مبارکه مهندس جان

17. بچه فنی - فوریه 7, 2008

دوران دانشگاه و دانشجو بودن یکی از آن تجربیاتی است که واقعا تکرار ناشدنی است و علیرغم دردسرهایی از این جنس که گفتی، بسیار و بسیار دوست داشتنی است. ماندگار است. سعی کن قدرش را بدانی که دیگر در ادامه ی تحصیلت لذتی را که در این 9 ماه بردی (اگر برده باشی!) نخواهی برد. پاینده باشی رفیق!

18. سعید - فوریه 7, 2008

مبارکه. بهت قول می دم بهترین رشته رو تموم کردی. با این همه فارغ … باز بازار کار توپه.تازه همه رشته های دیگه وقتی وضعشون توپ می شه میان سراغ ما. جراح، … وقتی وضعشون خوب شد میان بساز بفروشی.
تو این حلقه من جائی نمی بینم که شما باشین مگر اینکه نشسته باشی یا در دو طرف.امیدوارم دانشجوی قزوین نبوده باشی.
در ضمن نظر ناشناس خیلی باحال بود. اما یه کلاس روان شناسی هم برامون لازمه که از این کارفرماها پول بگیریم.
امیدوارم از فیلد کاری پیمانکاری، مشاور و کارفرما درست ترین را انتخاب کنی.
موفق باشی آقای مهندس.

19. محمد - فوریه 8, 2008

مدیر: بازم گیر دادی برادر؟ تو این عکس هم در حال افتادن بودم!
آرام: اولا عمران درس نیست و رشته است! ثانیا افتادن استاتیک چند دلیل داره، اول اینکه چون آسونه فکر می‌کنی که خوب یاد گرفتی و به عمقش نمی‌ری و تو امتحان گیر می‌کنی، در ثانی اساتید هم رو این درس حساسند و خیلی سختگیرانه تصحیحش می‌کنند و از کوچکترین اشتباه نمی‌گذرند!
ناشناس (آرام): ما زبان فنی مون پشتو هستش ولی در کل سر کله زدن با بعضی اساتید شیوه برخورد با عمله افغانی را هم بهمون یاد می‌ده!
م ن ش: خیلی ممنون. این موبایل هم خوب چیزیه که باعث می‌شه بر و بچز را گم نکنیم!
نرگس: البته شما باید بگی “ایشالا پستهای دپرس قبل از ئفاع فوق لیسانس!!!) :دی
بچه فنی: ممنون. درسته که به اصطلاع قلطی تو دانشگاه نکردم ولی واقعا لذت بردم، خصوصا این 3 -4 ترم آخر!!!
سعید: ممنون! آقا من با پیمانکار کار کردم و محتمل ترین شغلی هم که در انتظارم هست همین پیمانکاریست! این داستان پول گرفتن از کارفرما هم واقعا داستانیه! تو پروژه‌ای که بودم کارفرما یه ارگان نظامی بود. واقعا جون می‌گرفت تا پول بده! اینا به کنار الان کار مدتهاست تحویل قطعی شده ولی به حساب کتاب هندس بیچاره نرسیدن و پولاش هنوز پیششونه!!!! در ضمن قزوینی نیستم!!! ;‌)

20. سعید - فوریه 8, 2008

تو شهرستانها با کارهای نظام مهندسی اوضاعی داریم.مردم زورشون پول بدن.همشون می گن مهندس … (مربوط به ابا و اجداد ) چیکار کرده مگه، یه امضا زده.ما برای حل این مشکل عملا” یه زور گیر گماردیم و وقت تحویل نقشه خانم مسئول دفتر جاشو با این آقا عوض می کنه و ما چند درصدی از حقمون رو سر موعد می گیریم.
توصیه می کنم در صورت پیمانکاری، از کار کردن برای دیگران خودداری کنی و با کارهای کوچک و با شرکت رتبه پنج خودت شروع کنی.
موفق باشی.پیمانکار هم بشی کم وقت می کنی بیای به وبلاگت سر بزنی.

21. آمیر - فوریه 8, 2008

چند تا نکته هست که شدیداً باید بهشون اشاره کنم.
خیلی باحالی که از اون اول دانشگاه متوجه شدی که باید درس بخونی (اول دانشگاه قاعدتاً میشه ترم 3 یا 4 البته) ما که به آخرش رسیدیم بازم نفهمیدیم!
دوم اینکهببینم تو کدوم نسخه از فوتوشاپ رو داری که باهاش آدم ها رو محذوف می کنی؟
سوم اینکه …… و …..س … ر…
واقعاً که!!

22. شیخ الشیوخ - فوریه 9, 2008

آره راست گفتی
استاتیک نسبت به باقی درس ها جذاب تر و شیرین تر بود
اما افسوس ما هم همیشه جز ان 70 درصد بودیم!!

23. مرجان - فوریه 9, 2008

هنوز داغی حالیت نیست، بذار یه چند وقت بگذره تازه می فهمی چی تموم شده و چجوری تموم شده!

از طرف یک فارغ التحصیل !!!

24. Shahrzad - فوریه 9, 2008

?!Congratulations!!…I cant believe he passed it that late! In 7th semester

25. ارسلان - فوریه 9, 2008

مبارکه مهندس ! من هم همچنین مشکلی داشتم اون هم با درس دینامیک ! 4 بار گرفتمش ! دوبار افتادم ! یک بار حذف کردم ! یک بار هم بلاخره با سلام و صلوات پاسش کردم ! اما وقتی که دانشگاه رو تمام کردم ها انگار از زندان آزاد شدم !

26. Endless Love - فوریه 11, 2008

و در انتظار مرحله ای دیگر از مراحل دیگر بازی زندگی

27. Mehdi - فوریه 12, 2008

من يه بار رياضي بهم داده بود 5 ! تو اين مايه‌ها . بعد هميشه فكر مي‌كردم روزي كه درسم تموم بشه مي‌زنم پك و پوز اين استاد محترم رو مي‌آرم پايين (بماند كه اصلا اين كار نيستما! عصباني بودم يه چيزي گفتم) وقتي ديگه درس و … تموم شد منم جريان رو فراموش كردم، چند وقت پيش استاد محترم رو تو خيابون ديدم، البته من سوار ماشين بودم. تو دلم خنديدم و گفتم اي مرتيكه.
البته حالا كه پيش خودم قضاوت مي‌كنم بيشتر از 5 هم چيزي ننوشته بودما اما منم همون 9 رو مي‌خواستم كه مشروط نشم و شدم! اي جوووني…

28. ساناز - جولای 19, 2008

سلام.من ترم اولم. اما چون به رشتم علاقه ندارم دوتا درسو افتادم.مشروط هم شدم.حالا به نظرت ميتونم با اين اوضاع اسف بار 8 ترمه تموم كنم.ترم اولي كلي تو ذوقم خورد.كمكم كن لطفا.