نصفه نیمهها فوریه 3, 2008
Posted by محمد in عمومی.Tags: فیلم, کتاب, بازی
trackback
آقای فرشاد، سلطان شاخترین وبلاگ عرصه وب، ضمن تهدید با ضامندار دسته سفید زنجانی، امر فرمودند که بازی “کتابهای نا تمام” را ادامه بدم. فقط یه مشکلی این وسط هست، دروغ چرا؟ از کتابهای گروه سنی الف و ب (حسنی و رفقا!) که بگذریم دیگه کتابی ندارم که بخواهم نیمه خوانده گذاشه باشمش، همش همون هفتا کتابیه(یا کتابچه، بر وزن تربچه) که تو چند پست قبلی بهشون اشاره کردم که 2 تاشون را کامل خوندم و 5 تا هم دست نخورده باقی مانده! اما قدیما یه بار بوف کور را دانلود کرده بودم، این هم قسمتی از یادداشتی است که تو وبلاگ قبلیام نوشته بودم:
… با صادق هدايت هم سر كلاس ادبيات آشنا شدم ، نويسنده محبوب استاد بود و چند داستان كوتاه هم از او در كلاس خواند و نقد كرد از جمله سگ ولگرد . همچنين خوانده بودم كه رمان بوف كور معروفترين اثرش میباشد ، پس بدنبال اين اثر گشتم تا اين كه توانستم نسخه ای از آن را از سايتی دانلود كنم ، چشمتان روز بد نبيند ، از هر چی رمان و ناول و كوفت و زهرمار بود حالم بهم خورد ، آخه يك نوشته تا چه حد ميتواند چرت و مزخرف باشد ، تا پنج شيش صفحه بيشتر نتوانستم به خواندن ادامه بدهم ، كل داستان در باره يك ابله جن زده بود كه از سولاخی به بيرون نگاه میكرد ، به همين سادگی به همين مزخرفی . اصلا اگر مطلبی به سی و چند زبان دنيا ترجمه شود دليل بر خوب بودن آن اثر نيست . چون سخنان بوش وهمتايش هر روز به چندين زبان دنيا ترجمه میشود دليل نمیشود كه ايشان را سياستمداری خوب بدانيم . بگذريم ، بيشتر از اين ارزش بحث ندارد .
ولی برای اینکه کار نصفه نیمه نمونه از فیلمهایی که کامل ندیدم مینویسم، هرچه باشد یک تصویر بهتر از هزار کلمه و هر فیلم هم متشکل از هزاران تصویر هست، پس میشه نتیجه گرفت که یک فیلم هم ارز با یک کتابه :
- آتش بس (تهمینه میلانی): از فیلمهای میلانی بدم نمیاد، یه فمنیست جهان سومی به تمام معناست و خوب بلده مردهای هیولا و خانومای مظلوم را کزتوار به تصویر بکشه. اما این فیلم که تجاری ترین فیلم کارگردان هم بود یه جورایی بود که نتونستم بیشتر از نصفش را ببینم. یه کپی ضعیف از فیلم “خانوم و آقای اسمیت” بود که خود فیلم اصلی هم چیز دندانگیری نبود. در کل به افشار و گلزار آلرژی دارم و اینکه مهندسها را فیفی به تصویر کشیده بود، آزار دهنده بود.
- رضا موتوری (مسعود کیمیایی): کیمیایی تنها کارگردان ایرانی است که حاضرم وقت و پولم را برای فیلمهایش بگذارم و به سینما بروم و معمولا هم سعی میکنم که از فیلم لذت ببرم و نکات منفیاش را نبینم (البته فقط سعی میکنم) با این حال “رضا موتوری” را کامل ندیدم، یعنی از چند دقیقه که فیلم شروع شد مدام دگمه FF را زدم تا فیلم تمومشه! علتش هم احتمالا این بود که سیاه سفید بودن فیلم تو ذوقم زده باشه، آخه انتظار دیدن فیلم رنگی داشتم!
- (THE INSIDER (Michael Mann: آل پاچینو، راسل کرو، مایکل مان!!! همه چیز برای یک فیلم فوقالعاده آماده است! اما زیرنویس روسی فیلم یه ضد حال به تمام معنا بود. آخه من برای فهمیدن فیلم نیاز به زیرنویس فارسی یا انگلیسی دارم تا بفهمم که این اجنبیها چی به هم میگن؟!
خانومها و آقایان: فرشاد(ترناس)، شهرزاد، میثم دهقانی، آرام و نیلی هم برای ادامه کار دعوتند! برای جزئیات بیشتر رجوع شود به وبلاگ احسان!
پ ن 1: هدیه دادن کتاب به نیازمندان (مثلا من) کار بسیار خوب و پسندیدهای میباشد!
پ ن 2: عنوان اصلی مطلب این بود: “readن کی بود مانند دیدن؟!” که دیدم زشته اون بالا باشه!


vaghti inghadar oskoli ke reza motori migiri negah koni bayadam in bala saret biad
حالا تو هی بیا اینجا بی سوات بودن خودتو تو بوق و کرنا کن! حالا اون شاخ خواسته یه حالی بهت بده تو چرا جدی می گیری؟
این کامنت بالایی رو هم خیلی دلم می خواست من فرستاده بودم اما سعادتش نصیب کس دیگه ای شد!!
البته از بین کل چیزهایی که کیمیایی به اسم فیلم داده بیرون موسیقی و آواز فیلم رضا موتوری قابل تأمله.
اتفاقا منم به این فکر کردم یه بازیه فیلم های نا تمام هم یکی راه بندازه….اصولا فیلم های کیمیایی رو خیلی نمیشه تا ته اش نگاه کرد.منم رضا موتوری رو دو بار تا نصفه دیدم
ممنونم از دعوتت… ولی فیلم The Insider واقعا دیدنیه… همون بهتر که آتش بس رو ندیدی بس که بی مزه ست
می دونی به این چی می گن؟ شکسته نفسی بیجا که مساوی با خودبزرگ بینیه!
حالا من این جنبه خودبزرگ بینانه رو در نظر نمی گیرم فکر میکنم که راست می گی
اون پ.ن 1 رو خوب اومدی واقعاً ثواب داره!
اما “آتش بس” برای من فیلمی بود که با دیدنش با کودک درونم آشتی کردم!
فیلم بهتر ه. منم موافقم
khob
اول این که بسیار ممنون که منو به بازی راه دادی!
بعدشم این که . جناب در نظر داری که تو ارشد نمره 12 حد نصاب پاس شدنه؛ 12 ما یعنی 10 شما ( از این به بعد باید به 12 راضی بشی!).
تازشم، رفتم دو نمره گرفتم؛ شدم 14!
حالا تکلیف من که هر کتابی که به دستم می رسه خودم رو وادار به خوندنش می کنم آن هم کامل و تا آخر چی می شه؟!:)))
ممنون كه من رو دعوت كردي. فقط بايد چند روز صبر بكني تا بازي رو ادامه بدم. سپاس
*من هميشه آدم هايي که جرئت کردن اثرهاي هنري “کنار وايستا ، به من دست نزن” رو نقد کنن تحسين کرده م. راستش درسته که من بوف کور رو يک بار در راهنمائي،يک بار در دبيرستان خواندم و همين حس تو بهم دست داد ولي بار سوم که جديدا خوندمش ازش خوشم اومد. به خصوص که بعدش کتاب “داستان روح” دکتر شميسا که تحليل اين کتاب هم هست رو خوندم. من اين حس رو مدت هاس در مورد کتاب “کليدر” دارم . که به نظرم بعد از جلد دومش واقعا چيز مزخرفيه. باور کن 2 بار هم در دو مقطع خوندمش که نظرم خيلي شيکمي نباشه!
البته يه موضوع اينجا مطرح ميشه که آيا اصلا بايد خوندن يک اثر هنري رو به اندازه سالهاي عمر و با زجر تکرار کرد تا به يک نتيجه راجع بهش رسيد؟آيا اين هنره؟
*تيکه اتش بس خيلي باحال بود.
*از کيميايي متنفرم! همين شما مهندسين جامعه هستين که ميرين پول به کيسه آقاي “استاد” ميريزين که مياد اين اراجيف رو سر هم مي کنه؟
اين آخرين فيلمش که ديگه خدا بود!
*عنوان رو همين بزار خيلي باحاله!
اگه دعوتم میکردی اینقدر کتاب ناتمام داشتم..حیف که دعوتم نکردی :دی
مرجان: تو خودت هر دفعه به من میگی بی ادب، بعدش از کامنت اون وندال حمایت کردی؟
شهرزاد: یه زیرنویس برای insider دانلود کردم اما نمیدونم چطوری باید رو دیویدی بگذارمش!
کوچه باغ: شکسته نفسی یا هر چیز دیگر نبود، عین واقعیت بود دکتر جان!
آرام: باز خوبه که نمره گرفتی! خبر نداری من این ترم چه گلستانی راه انداختم با نمرات دروس عمومی!!! اینا برعکس باعث شدن که معدلم پایین بیاد! تکلیف شما هم از دو حال خارج نیست، یا ادامه نمیدی، یا اینکه کتاب معفی میکنی یا چندتا کتاب میخری و تا نصفش را میخونی یا ….
فرشاد: ممنون رفیق!
نیلی: والا شما خیلی کارت درسته، من که تا دوران دانشگاه خبر نداشتم به جز سعدی و حافظ نویسندهی دیگری هم وجود داره!!! به نظر من اگر یه اثر لذت نداشته باشه، همون بهتر که نباشه! کیمیایی هم درسته که از این دو فیلم آخرش چیزی دستگیرم نشد، اما اونقدرا هم بد نیست!
نرگس: یه بار دعوتت کردم ادامه ندادی، گفتم حتما ازین بازیا خوشت نمییاد. ولی تو قانون بازی 7 تا بلیط هست یعنی من دو تا دیگه جا دارم!
سلام. خیلی ممنون که منو دعوت کردید. متاسفانه چند روزی مسافرت بودم و دسترسی به نت نداشتم. امروز هم که اومدم دعوت شما رو دیدم. حتما این بازی رو ادامه می دم. مرسی
شاد باشید
برادر ممد سام ده علیکم! ما یه مدت زیادی غایب بودیم شرمنده ، اومدم همه پستهات رو با هم خوندم ، آقا تکنولوژِی برتر آلمان بخر فرانسوی رو به درک واصل کن! وانت سواری خیلی حال میده، من یه بار وانت مامور خرید شرکت رو دودره کردم رفتم باهاش کلی صفا کردم:)) یادش بخیر …
)
میبینم که توی وبلاگ رفقا ترتیب ما رو میدی ، دستت درد نکنه برادر ، فعلن که اونطرفها برفیه ، انشاا… ما تزمون رو دفاع کنیم بیایم اونطرفا ما رو ببری شکار
میثم دهقانی: ممنون آقا!
عمو سیمور: ساب لیک!!! عموجان تکنولوژی برتر آلمان به ما نیومده، بگذار دلمون به همین تکنولوژی تهتر پیکان خوش باشه!!!!
راستش من چند وقت پيش كه Ebook سگولگرد را خواندم خيلي خوشم اومد، يعني يه نفر آنقدر قشنگ بتونه بنويسه؟ خيلي به اين موضوع فكر كردم كه چرا معلمهاي انشا به جاي فصل بهار را توصيف كنيد و يا ساير اراجيف يكبار چنين كتابي را سركلاس برايمان نخواند…