استاد كلمه مقدسی است ژانویه 31, 2008
Posted by محمد in روزنوشت.trackback
اين چند روز كه نبودم امتحان داشتم و امتحانات هم بد نبود و اميدوارم كه فقط 2 تاش را خراب كرده باشم. درستش اينه كه اگر كسي ميخواد چند روز وبلاگش را برخلاف روال عادی آپ نكنه بايد قبلش خبر بده! که من این کاررا نکرم و دیگه تکرار نمیشه!
- این روزها هم یا داشتم درس میخوندم یا اینکه به بچهها جزوه میدادم (چون همه میدونند که من جزوه نمینویسم، پس بهترین جزوهها را دارم) یا اینکه درخواست دوستان برای تدریس را رد میکردم. بهم میگن که تو یه جوری به استاد نگاه میکنی که معلومه خوب درس را فهمیدی! ولی مشکل اینجاست که اون درسی را که خیلیها براش راهنمایی میخواستن، درسی بود که فقط جلسه آخر سر کلاس رفته بودم! (مهندسی سیستمها)
- يه امتحان مسخره عمومی داشتيم كه استاد 9تا سوال داد و گفت كه به 8تا جواب بدين، من برای محكم كاری به هر 9تا جواب دادم استاد هم اومده سوال 9 را که کامل جواب دادم حذف کرده، به جاش یه سوال که نیم نمره جواب داده بودم را تاثیر داده، نمرهام تو دفترچه شد 10.5 از 16 نمره و با احتساب اینکه 4 نمره برای تحقیق منظور کرده بود، به من داده 3+10! این درحالیه که به دختر فلان استاد نمره تمام 9 سوال + 4 نمره تحقیق را داده! عملیات بادبان کردن شلوار استاد مدتی است که شروع شده! (حیف نیست آدم لفظ مقدس استاد را برای این موجود کثیف به کار ببره؟) این مردک نماینده افرادی است که بنا به رابطه و هزارجور کثافتکاری دیگه در موقعیتی که شایستهاش نیستند قرار گرفتهاند. مرحبا به حکومت اسلامی!
- یه درس داشتم این ترم (روسازی) که استاد کتاب معرفی کرد به چه بزرگی، حدود30 صفحه هم جزوه گفت، آخرش تو امتحان یه سوال کوچیک از کتاب داد و یکی هم از جزوه، باقی سوالات را از حرفایی که تو کلاس زده بود و بیانات کارشناسی که به کلاس دعوت کرده بود، داد! البته محمد میدونه که از کی جزوه بگیره که حتی عطسه استاد را هم ثبت کرده باشه!
- با یک استاد با مرام هم این ترم آشنا شدیم. از بحث تحلیل دینامیکی سازه 3 تا مثال حل کرده بود که وقتی تو خونه دوباره حلش کردم دیدم همهشان غلط هستند، حالا خوبی استاد این بود که مرام به خرج داد و از این بخش که حدود نصف مطالب درس بود و انصافا خودش هم چیزی ازش نفهمیده بود، هیچ سوالی نداد! والا موندم که این استاد دوست داشتنی، با این حواس پرتش، چطوری دکتر شده؟! البته انصافا اشتباهاتش فقط از سر حواس پرتی بود و به چندتا علامت منفی و … محدود میشد!
- یه خاطره از استاد بند قبلی: این استاد خیلی انسان مودب و دوست داشتنیای هست و همش هم از کلمات پاستوریزه استفاده میکنه(برخلاف اکثر اساتید و خصوصا اساتید مسن)، یه روز دیتا پروژکتور را روشن کرده بود ولی نور کلاس زیاد بود و هیچی رو پرده دیده نمیشد، به یکی از بچهها که کنار پنجره بود گفت: “شما دوست عزیز، میشه لطفا اون پرده را بزنی؟!” یکی از بچهها گفت: “استاد پرده را میکشن، نمیزنن!”
- این نرگس خانوم ما از بس که در این مدت تو وبلاگش آه و ناله و فغان از خودش صادر کرده بود، بالاخره اساتیدش و هیئت ژوری و غیره دلشون براش سوخت و نمره پایاننامه کارشناسی ارشدش را برایش بیست!!! رد کردند. حالا ضمن تبریکات بسیار شدید به ایشان و ابراز احساس خوشحالی و حسودی؛ و آرزوی صبر برای همگان (چون فکر گرفتن دکترا را هم داره
)؛ از اساتید محترم مهندس شـیـرزاد، دکتر اصـفـهانیزاده و دکتر مـدندوسـت که باهاشون پروژه دارم هم میخواهم که لطفا اسمشون را گوگل کنند و به اینجا برسند و ببینند که من دارم آه و ناله میکنم و به من 20 بدن! - از همینجا هم به آق فری سلام ویژه عرض کرده و پس از یه “بوسبوس، بقل بقل” حسابی میگیم که چشم قربان، الساعه!
- این درسهای عمومی و شرایط عمومی پیمان، که نمیدونم چطوری باید حفظش میکردم، باعث شدن که اوضاع عمومیام قاراشمیش بشه و حالم از هرچی درسه به هم بخوره، کنکور هم چند روز دیگهس و من هم …. نمیدونم …. تا چه پیش آید! این چند روز آینده را هم در حال خواندن هستم، اگر اینورا پیدام نشد، یعنی دارم درس میخونم وگرنه دارم فاتحه ادامه تحصیل را میخونم!
پ ن: قبول دارم که این پست زیادی دراز شده!


یادش بخیر، چه حال و هوایی داشت این شب های امتحان!
حال و هوای شب های امتحان یه جورایی آدم رو یه جوری می کنه !
دیگه عدم اعلام تکرار نشه مهندس!
دلها بسوزد…….!
در مورد نرگس خوب اومدی ! این بچه درسخون سر ما رو برد بسکه آه و فغان کرد .ببین اگه بخواد دکترا بگیره چه می کنه ! : دییییییییییی
امیدوارم دیگه این دورو ور نبینمت!
نه زیاد…دراز نبود. یا اگه بود مطلوب بود!!
به سلامتی و میمنت انشالله شما هم بیست میگیری هی…اگه بدونی چند وقت بود بیست ندیده بودم
)) مرسی بابت تبریک..خجالتمان دادید مهندس
استاد هاي جالبي داريد ولي به باحالي استادان ما نمي رسد !!
بغل بغل میگم نه بقل بقل! : – “
می گن*
سلام دوست عزیز
خوب گفتی. استاد کلمه ی مقدسی هست و به همین خاطر هم هر کسی لیاقتشو نداره. استادهای اصلی روز به روز به اجبار بازنشسته می شن و تو خونه هاشون گوشه نشین!
کاش اونایی که جدیدا جای اون قبلی ها رو می گیرن حداقل یه درصد کوچیکی از سواد و نیز معرفت قبلی ها رو داشتن.
خوبی پیام نور اینه که استاد بالا سر ت نیست تا این چیزار و ببینی..البته..موقع تصحیح اوراق جبران میکنن..ولی همین که نمیدونی رو برگت چه عملیاتی انجام میشه خودش بهتره تا بدونی و غصه بخوری.
حالا خداوكيلي پرده رو نمیزنن؟
این استاد لعنتی من ،کوانتوم بهم داد 12!
خوش به حالت که لا اقل دانشگاهت نزدیکه. من دارم تا سمنان می رم که نمره بگیرم! حالا دعا کن نمره رو بالا ببره!
محمد جان متشکرم ،
واقعاً استاد کلمه مقدسی می باشد، حتی در مورد افرادی که بار علمی خوبی هم دارند می توانیم بگوییم که بر اثر دیدار روی خوش دنیا – که از نامش بی وفایی اش مشخص می باشد – اندکی از انسانیت فاصله گرفته و به جستجوی منفعت های شخصی بسیار کم به دیگرا ن توجه می کنند و در مواردی حقوقی را هم در مورد دیگران پرداخت نمی کنند. – به عنوان مثال کم فروشی علمی می کنند -
کوچه باغ: من هم امیدوارم!!!!! البته خودمو میگما!!!!
نرگس: من تو کل دوره دانشگاه فقط یه بار بیست شدم اون هم به واسطه پسر استاد که باهاش رفیق بودم!
بابک: آره واقعا! بعضی اساتید واقعا حیف میشن!
شاهین: البته اینجا هم برگهها را به دانشجو نشون نمیدن، من هم با یه سری عملیات ضد اطلاعاتی تونستم به سرنخ برسم!
محسن: خوب که فکر میکنم میبینم که چرا؟!
آرام: چه قدر توقعت بالاست؟! من بودم به 10 هم راضی می شدم! درس تخصصیهها!!! در ضمن برای اینکه نمرهات بالا بره، ریختن طرح دوستی با بابا یا مامان دانشگاه توصیه میشود، یا حداقل دمشان را ببین!
اند لس لاو: قبول دارم. برای مثال همون استاد بند سوم یه روز رسما گفت که شما در آینده و تو بازار رقیب من هستید، پس هیچ وقت نکات کلیدی و تجربی را به شما نمیگم!
خب …
عطسه های استاد در حین تدریس رو باید با کرنومتر ثبت کرد. شدت…مدت و شعاع پرتاب ذرات بزاقی از کمیت هایی هستند که حتما باید لحاظ بشن.
این تیپ استادها همه جایی اند. ما یک استاد داشتیم که به علت عوامل “روانی” اخراج شد! اگر بدونی چه حرفهایی می زد!