شکار ژانویه 17, 2008
Posted by محمد in عمومی.Tags: شکار
trackback
مطلبی که چندی پیش با عنوان “شکار لحظهها” نوشته بودم همانطور که انتظارش را هم داشتم بازخورد منفی فراوانی داشت. برخی با تکیه بر ادبیات زیبا و تاثیرگذار مخالفت خودشان را اعلام کردند (که از دلسوزیشان ممنونم)، برخی هم با ادبیاتی بنابر شخصیت خود! تا پیش از این برای این چنین جنبشهایی ارزش قائل بودم یا حداقل فکر میکردم که با شخصیت هستند، اما الان دیگر چنین تصوری ندارم. بیشتر تصور میکنم که میخواهند یکسری کمبودها را پشت این بازیها پنهان کنند، البته منکر این هم نمیشوم که عضویت در چنین گروههایی کلاس میآورد! البته از کسانی که معروفترینشان یک انسان دو چهره است بیش از این انتظاری نیست. شخصی که خود یک شکارچی است اما وقتی تریبون صدا و سیما در اختیارش قرار میگیرد میشود دایهی عزیزتر از مادر “میش مرغ”ها!
در دنیایی که پشیزی برای جان انسانها ارزش قائل نمیشوند و به بهانههای واهی به گوشه گوشه دنیا لشکر کشی میکنند و زن و کودک و پیر و جوان را فلهای روانه قبرستان میکنند، دلسوزاندن برای حیوانات مضحک به نظر میرسد! و خندهدار تر از این، انجمنهای حمایت از حقوق حیوانات در کشوری است که نوجوانی را به جرم اینکه در سن 13 سالگی خلافی مرتکب شده اعدام میکنند!!
اگر واقعا دلسوز طبیعت هستید بروید جلوی مواد سمیای که توسط صنایع وارد طبیعت را میشود را بگیرید. انصافا چند گلولهی سربی که من شلیک میکنم مهلکتر است یا سربها و جیوههایی که توسط صنایع وارد چرخه زیستی میشوند؟
در آخر هم به افرادی که با ادبیات زیبا(!) و منحصر به فرد خود (چه در وبلاگشان و چه در کامنتها) باعث ضایع شدن اثر نوشته زیبا و تاثیرگذار مهدی عزیز شدند میگویم که به قول دوستی:
“اگر حرف زدن بلد نیستید، حرف نزدن که بلدید؟!”
دیدگاهها
Sorry comments are closed for this entry


…………………………….
…………………………….
…………………………….
چون بلد نبودم حرف بزنم مجبور شدم حرف نزنم!
من فکر می کنم درست یا غلط بودن شکار اون قو فقط به این مربوطه که آیا قوی مزبور جزو گونه های در حال انقراض بوده یا نه؟ یا لری ترش اینکه قانونی بوده یا نه؟
از اونجایی که قوی مزبور چندان هم “مدل بالا” به نظر نمی رسید فکر نکنم جزو اون در حال انقراضها بوده… ولی من کوچکتر از اونم که بخوام تشخیص بدم.
مشکل استدلال پاراگراف دومت اینه که نمیشه همه چیط را نسبی نگاه کرد… اصولاً درست و غلط بدون توجه به اهمیت شان همیشه درست یا غلط هستند… یعنی درسته که کشتار خیلی بده ولی وجود قتل و کشتار در دنیا مثلاً اینو توجیه نمی کنه که من از سوپر مارکت چیپس بلند کنم…
نمی دونم چرا امروز انقدر کامنت می ذارم…؟
راستی، اون هاستینگ خیلی قیمتش تعاونی بود، تو گرفتی؟
غمگين شدن از خشونت عليه كودكان هرگز نبايد به معني عدم توجه به خشونت عليه زنان و مردان و حيوانات باشد.
همه اشكال حيات مقدسندو شايسته احترام و خضوع.اگر شما حقيقتا به دنبال راهي براي پايان دادن به رنج و كشتار انسانها هستيد ضرورتا بايد به لزوم”تكريم حيات ” معتقد شويد.
براي پايان دادن به رنج و كشتار و خشونت در سراسر جهان و بر عليه همه اشكال حيات اعم از انسان و حيوان و گياه راهي به جز عشق ورزيدن به هستي وجود ندارد.
اگر زماني من و شما بتوانيم حيات را دوست داشته باشيم ديگر به عبث دشنه بر گلوي همنوعمان نمي گذاريم و سينه حيواني را با سرب داغ نمي كنيم و درخت كهنسالي را ….
به اميد روزگاري خوب كه همگان به مكتب عدم خشونت عليه حيات باور پيدا كنند!
من با مهندس خسته موافقم. اگر گونه اش در حال انقراض نبوده به نظر من هیج اشکالی نداشته. با یک نگاه به اون وبلاگ من این حس رو داشتم که طرف زیاد موضوعی برای گفتن نداره و پست تو صرفا بک بهانه برایش بوده که مطلبی بنویسه. به طرز توضیح کوتاه و تعداد نظراتش دقت کن. در ضمن یک سوال: مثلا هم که شما شکار نمی کردی, در ایران در آن لحظه گروهی بودند که اگر خبر می کردی بیابند کمک؟!
بابا يه شكار كردن كه اين قدر بحث نداره
بنده از شكار اون قو حمايت ميكنم به شدت…
اي بابا
هر كس نظرش واسه خودش مهمه
سلام مهندس
والا ما که اهل شکاریم اما حواسمون هم هست که به حیات وحش و چرخه ی طبیعی اون صدمه ای نزنیم من هم اگر جای شما بودم اون یک قو که هیچ چند تا دیگه رو هم شکار میکردم ! آخه دیروز رفته بودم شکار ! پستی هم در همین راستا نوشتم !!!
واه واه . چه بد اخلاق !
به این دکتر بگو ، در اروپا سرویس دهندگان زن به تمام مشتریانشان می خندند. ولی ما شرقی ها عادت داریم تا یک زنی به ما خندیدآگر هم جای پدر بزرگ او باشیم خیال کنیم طرف خاطر خواه ما شده. آن خانم مهمان دار به هم چنین، به صدها مرد سر کارش می خندد. ولی شب کنار همسر فرزندانش است.به دکتر بگو این مطلب را بخواند
http://ordoukhani.blogfa.com/post-169.aspx
تو چرا جبهه میگیری جلوی این حرفا…حرفای تو درست… اما دلیل نمیشه چون گوشه گوشه دنیا جنایاتی مرتکب میشن علیه انسانیت..یه تفنگ برداریم و بیفتیم به جون طبیعت…من که کلا نه عضو این گروها هستم…نه شعار محیط زیست دوستی میدم…اما به نظرم خیلی یه بعدی داری نگاه میکنی…در ضمن خیلی هم حرف زدن بلدم… :دی
فعالیت در هر زمینه ای که به امنیت حیات ختم بشه قابل تقدیره.
حمایت از حیوانات و حیات وحش هیچ منافاتی با حمایت از کودکان …و زن و مرد …. نداره.
در کل، با نظر گواه عزیز موافقم
منم با نرگس موافقم . بنظر من نفس کشتن اصلا چیز ناجوریه . شاید بهمینجا به من اشکال بگیری تو که خودت گوشت گوسفند میخوری چرا این حرفو میزنی ولی قبول کن خوردن گوشت فرضا یک پرنده با شکار کردنش خیلی تفاوت داره .
حرفی برای گفتن ندارم (کلا داشتم هم بلد نبودم…)
چقدر ما آدما باحالیم! این همه مرگ و میر میشه، این همه کفر و بلا می کنند مردم!!!! کسی کَکِش نمی گزه. :-w
بعد خوب شد یه قو شکار کردی ها. همه تحت تاثیر قرار گرفتن. ولی من میگم کاره خوبی کردی! :دی
وجدان همه بیدار شد : ) )
اینکه حقوق بشر تو هیچ جای دنیا رعایت نمی شه و توی ایران هم عمرا رعایت نمی شه، و طبیعتا باید برای کودکان معصوم و بی گناهی که گفتی دل سوزوند، دلیل بر کشتار بی رحمانه! ی آن قوی مادرمرده نیست محمد جان. خلط نکن قضایا را باهم رفیق.
محمد میشه به من کمک کنی مهندس؟
من میخوام ورد پرس نصب کنم ولی یه چیزی به اسم DB می خواد که ظاهرا به SQL مربوط میشه و من فقط اسمش رو تا حالا شنیده م. از طرف دیگه میگم این همه آدم نصب کردن فقط تو باید اینقدر خنگ بازی دربیاری!
میشه قبل از اینکه من برم معتاد بشم یه راهنمایی به من بکنی؟
خیلی ممنون میشم
اون دفعه ای اومدم بگم حیون بیچاره گناه داشت بعدش فکر کردم پدرشوهر خودم انتهای شکار کبکه و چند وقت پیش هم که رفته بودیم شمال از گوشت شکار ایشون خوردیم….اما جدی به نظر من شکار تا وقتی به حیات وحش ضربه ای نزنه اشکالی نداره.خلاصه ما این گوشت مرغ و گوسفندی که می خوریم یعنی اینکه راضی شدیم این حیوونی ها رو بکشن دیگه.هیچ ربطی هم به ضربه زدن به طبیعت و …. نداره
…خدا می دونه در روز چند تا از این بچه ها به خاطر گناه نکرده کشته میشن.
موفق و پیروز باشید
توی وبلاگم منتظرتون هستم
http://neskafe.wordpress.com
چون بلد نیستم قشنگ بنویسم سکوت می کنم.
موفق تر باشی
با سلام من آدرس شما را در لینکدونی خود قرار دادم شما هم قرار بدید
به نام
:- ۩۞۩-کیلیپ موبایل- ۩۞۩-
و وبلاگ مرا تا آخر مشاهده کنید
ممنون
يكم: فكر ميكنم آن كه نوشته «…موج حماقت در کشور عزیزمان بیداد میکند… » خودش هم شامل اين موج ميشود. پس دور تسلسل باطل است.
دوم: آدمي از لحاظ تغذيه، جانوري همهچيزخوار يا مخلوطخوار است، يعني هم گياه و هم جانور ميخورد. پس خوردن گاو و گوسفند و مرغ و جوجه تفاوتي با پرندگان وحشي ندارد.
سوم: ظاهراً مدتي است طرفداري از محيط زيست شده است مد. كه البته بد هم نيست.
چهارم: مقايسهي محيط زيست با جامعهي آدمي قياس معالفارق است.
پنجم: نوش جونت. اما از آنفلوآنزاي مرغي نترسيدي؟
باهات موافقم !
به نظرم وقتي داشتي پستو مي ذاشتي بايد به اين عكس العمل ها هم مي فكريدي. هر چند بعضي هاش خيلي عجيب و بي ادبانه بود. به هر حال يه چيزايي كه براي تو خيلي عاديه بعضي ها رو بد جوري آشفته مي كنه كه باعث مي شه اينجوري از خجتالتت در بيان!!!
در ضمن از تو بعيد بود كه اين قضيه رو به كشتار آدما ربط بدي.
آقا بیخیال ! بچه ها احساساتی شدن ، یه چیزی گفتن . تو هم که قو رو خوردی و تا حالا صد بار پسش دادی !
ولی خداییش خوردن قو یه ذره دل می خواد !
من نه عضو انجمن حمایت از حیواناتم..نه اینکه اصلا دلم میاد یه مورچه رو له کنم..ولی تو شمال این جور چیزا عادیه..محمد جان..من چون یه مدت اونجا زندگی کردم..میدونم ..شکار اصلا مال محل هایی مثل شمال هست..هم فرهنگه..هم عادیه..و همه گیرم نیست..کشتن یه قو برای مردمی که تو تهرون و شهرهای بزرگ اون رو فقط تو پارک ساعی و باغ وحش دیدن..یه چیز عجیب غریب به نظر میاد…ولی اگه همون رو تو بسته بندی آماده تو فروشگاههای بزرگ بفروشن همه خواهانش هستن..در هر صورت من خودم هم موافق شکار حیوانات نیستم.ولی تو شمال اگه این حرف رو بزنیم همه بهمون میخندن..یادم میاد پدرم با دوستاش میرفتن انزلی و مرغابی و غاز و این جور چیزا میزدن..اتفاقا گوشت بسیار خوشمزه ای هم داره..ولی خودم عمرا نمیتونم همچین کاری کنم.
امیدوارم همه پست فطرتهای امثال تو که خوب بلدند کثافت کاریهاشونو با روده درازی ماس مالی کنن به درک واصل شن…
از صمیم قلب امیدوارم و دعا میکنم که همه کس وکارت و بچه هات یه مرض ناعلاج از همین قربانیهای بی گناهتون بگیرید و نسل کثیفتون برای همیشه از روی زمین پاک شه!
با این استدلال موافق نیستم. این گزارش رو بخون
http://jamshidi6.blogfa.com/post-256.aspx