تصدیق سپتامبر 12, 2007
Posted by محمد in روزنوشت, عاقل اندر سفیه.trackback
4 سال پیش در چنین روزی انتظار 18 ساله من برای رسیدن به سن قانونی به سر آمد و میتوانستم برای گرفتن گواهینامه رانندگی ثبت نام کنم. از آنجایی که در خانوادهای به شدت مقرراتی زندگی میکردم و میکنم به هیچ عنوان اجازه استفاده از ماشین را نداشتم و گرفتن تصدیق برایم در حکم آزادی از خیلی از بندها بود.
از شانس من روز موعود جمعه بود، فرداش رفتم به اداره راهنمایی و رانندگی، گفتند برای تابستان ظرفیت تکمیله، ثبتنام نمیکنیم. اولین روز پاییز دوباره رفتم، گفتند ثبتنام فقط شنبههاست، نه! مثل اینکه این اتوبوس جهانگردی هر هفته از در خونمون رد میشه! شنبه راس ساعت 10 صبح رفتم، جناب سروان که دیگه برام حکم دشمن خونی را پیدا کرده بود گفت “ثبت نام تموم شد، بایستی اول وقت میومدی!” هفته بعد 7 صبح اونجا بودم، گفتند لیست رفته تو و به هر دری هم زدم نتونستم که اسمم را وارد لیست کنم. همانجا فهمیدم که باید قبل از طلوع آفتاب اونجا نوبت بگیرم، شنبه هفته بعد تو تاریکی هوا دوچرخه را گرفتم و راهی شدم، سرباز پشت در داشت با چند نفر جر و بحث میکرد، از حرفاشون به این نتیجه رسیدم که “ظرفیت تکمیله، این هفته ثبتنام نداریم” هفته بعد که ماه رمضان هم بود، پس از سحری رفتم و نوبت هشتم نصیبم شد.
ساعت 7 دوباره رفتم و مدارک را تحویل جناب سروان دادم، گفت “فیش بانکی به اسمت نیست” مدارک را پس داد و اسم نفر بعدی را خوند. فیشهارا از یک دانشجوی نیرودریایی گرفته بودم، رفتم بانک، هنوز باز نشده بود، حدود یک ربع پشت در بانک موندم و پس از باز شدندش به وسیله آشنایی که داشتم تونستم اسم واریز کننده را اصلاح کنم. دوباره رفتم، باز فیشها را چک کرد و گفت “هزینه معاینه چشم 500 تومن شده!” و اسم نفر بعدی را خوند. زمانی که قصد ثبتنام داشتم هزینه 200 تومن بود و در طول این چند هفته گران شده بود (میگفتند تصمیم شورای شهره) خلاصه چندتا فحش دادم و دوباره رفتم بانک. دفعه بعدی از یکی از مدارکم که اسمش را نمیتونم بگم ایراد گرفت. من هم میدونستم که ایراد الکیه، مدارک را گرفتم. اصولا معتقدم که بایستی قوانین مسخره و من درآوردی را دور زد. پس خودکار بدست رفتم یه گوشهای و مشغول دور زدن قوانین مسخره شدم! دوباره رفتم پیش سروان خان! گفت مشکل مدارکت چی بود؟ گفتم اسم واریز کننده مشکل داشت که درستش کردم، اینبار دیگه باقی مدارک را چک نکرد و ثبتنام من انجام شد. ساعتی بعد معاینه چشم، هفته بعد آئیننامه، پس از امتحان آئین نامه گفتند که سه هفته بعد بیایید برای امتحان شهر.
من طاقت نداشتم 20 روز صبر کنم، سر ده، دوازده روز رفتم و کاردکس را تحویل دادم، سربازه اول قبول نمی کرد اما دید گناه دارم و دلش به رحم اومد، چون زودتر از موعد رفته بودم با افرادی افتادم که بار چندمشان بود که امتحان میدادند، از 4 نفزی که تو اون دور سوار ماشین شدیم فقط من قبول شدم. هفته بعد برای تکمیل مدارک رفتم و همش هم میترسیدم که لو برم، از شانسم این دفعه جناب سروان نبود و خانوم سرهنگ بود (با پسرش رفاقت رقیق داشتم واگر گیر میداد پای پسرش را وسط میکشم) خلاصه ایشون هم مدارک را چک نکرد و گفت برو اداره پست فرم پر کن!
رفتم اداره پست، هزار تومن گرفت و گفت گواهینامه میاد دم در خانهتان! سه هفته بعد دیدم که یکی از افراد محل که اتفاقا اسم فامیلش با من یکی بود اومد دم درمون و گفت که” این را پستچی آورد دم خونه ما داد!” ازش گرفتم و گفتم که “دستت درد نکنه” گفت “500 تومن ازم شیرینی گرفت” اونقدر خوشحال بودم که پول را بهش دادم (وگرنه زیر بار نمیرفتم) فرداش آقای پستچی محترم را دیدم، خودش گفت گواهینامه را گرفتی؟ اومدم نبودی دادم خونه پسر عمو!!!!! گفتم مرد حسابی هرکی که فامیلش با من یکی باشه پسر عموی منه؟ با چه جراتی مدرک به این مهمی را دادی دست کس دیگه؟ او هم عذرخواهی کرد. به همین سادگی!
پ ن1: اگر عمری باقی بود شرایط گرفتن گواهینامه در آمریکا و کشورهای عضو اتحادیه اروپا را هم مینویسم. مقایسه جالبی خواهد شد!
پ ن2: الان برای گرفتن گواهینامه باید از طریق آموزشگاههای رانندگی اقدام کرد.


چقدر دردسر ! قدر گواهینامتو بدون! من که به راحتی از آموزشگاه گرفتم
عجب حکایتی داشتی کل علی !!!
( راستی داستان این مثل بالا رو شندید ؟ اگر نه بگو برات تعریف کنم )
؛ )
محمد: نه، نشنیدم!
هیه.ماجرای منم مشابه تو بوده البته یه کم اب و روغنش مال تو بیشتره.بین خودمون بمونه من قبل از گرفتن گواهینامه پشت ماشین می نشستم و زدم به یک موتوری.ولی چیزیش نشد تازه بالا سر خیابونمون هم پلیس بودخوب شد سرش گرم جریمه کردن بود.منم رفتم واسه خودم.
محمد: فکر کنم اگه پلیسه میدیدت باید همونجا نقدا از خجالتش در میآمدی :)
هوووووم!! چه كار جالبي كردي داستان تصديقتو نوشتي! هر چند خيلي كسل كننده بود! البته داستان گواهينامه گرفتن من از اين هم كسل كننده تره، چون حدودا يك سالي طول كشيد تا گواهينامه مو از زير چرخ دنده هاي قانون بكشم بيرون!!
يه چيزي هم بگم بخندي من تا زماني كه گواهينامه نگرفته بودم همه اهل خونه در تب و تاب ياد دادن رانندگي به من مدام ماشينو مي دادن دستم كه ترسم بريزه و مثلا دستم روون بشه ولي حالا كه ياد گرفتم ديگه حتي نمي ذارن روي صندلي كنار راننده بشينم !!
محمد: از اینکه طولانی بشه منظور داشتم و البته جزئیات امتحانات را هم ننوشتم چون دیگه خیلی طولانی میشد. با اهل خونهات هم احساس همدردی میکنم
.من که رفتم امتحان دادم 3 با رد شدم تا دفعه چهارم جناب سرهنگ رضایت داد خدا وکیلی..ولی الکی ایراد میگرفت..ولی خانوما بیست دفعه هم ماشین رو خاموش میکردن بازم میگفت اشکالی نداره دخترم دوباره استارت بزن.روشن میشه:)
محمد: باز هم این آبجی خانوما حرف از برابری و این حرفا میزنند… چند تا رفیق هم دارم که بالای 8 ، 7 بار امتحان دادند!
Salam. Ajab Dastani bud. Onjur ke Man Fahmidam Emruz Rooze Tavalodeteh. dorosteh???? age ok. Pas Tavalodet Mobarakkkkkk
Bebakhsh in Pc zabune Farsi navafahmeh
Gorbanat
محمد: قربون آدم چیز فهم :) ممنون
اوووووف …..من اگه بودم….همون بهتر که نبودم
برادر جان ! مجبورت كه نكرده بياي مهموني.شما نيا من سهمتو مي گيرم.قبوله؟
محمد: اتفاقا مجبورم
تولدتون مبارک!
یادش بخیر منم 4 سال قبل( ولی توی اسفند) امتحان دادم ,آخرین روز سال, توی برف و بارون و تگرگ شدید.امتحان بیاد موندنی بود:) 15 فروردین هم گواهینامم دستم بود!
محمد: ممنون! به همه این داستانها یک فضای بارانی هم اضافه کن! از بس اینجا بارون میاد که دیگه برای ما عادی شده و جزو جزئیات صحنه قرار نمیگیره!
خدمتتون عارضم که یه بنده خدایی بوده به نام علی که چون رفته بوده کربلا بهش می گفتن کل علی !
بالاخره میزنه و این بابا میره مکه . بعد که برمیگرده همه بهش می گفتن حاج علی غیر از یه نفر .
حاج علی هم یه روز دعوتش می کنه خونه و هی از ماجرای حجش میگه و هر دفعه از قول یه نفر خودش رو خطاب می کنه حاج علی .
آخرش که داستان تموم میشه طرف با چشمهای گرد میگه :
عجب ماجرایی داشتی کل علی !!!
.
در ضمن به بازی دعوت شدی . بدو بیا
ولی هیشکی ماجرای جالبتری از من نداره در مورد گواهینامه, من هنوز پاکت گواهینامم رو نگه داشتم چون من دو هفته زودتر از تاریخ صدور گواهینامم گواهینامه گرفتم(!!!!) تاریخ پست پشت پاکت دو هفته زودتر از تاریخ صدور گواهینامه است و جالب اینکه تاریخ پست درسته و من روی تاریخ پست گواهینامم رو دریافت کردم!!!!!!!!!
شما دیگه تا تهش رو بخون!
محمد: چه جالب!
اگر این داستان برای من پیش میومد مطمئنن همون روز اول پلیس جلوم رو میگرفت و به تاریخ گیر میداد!
من كه براي گرفتن گواهينامه و فقط به اين قصد و نيت حتي يكبار هم به آموزشگاه يا اداره راهنمايي و رانندگي مراجعه نكردم. پدرم بازنشسته اداره كل راهنمايي و رانندگي خراسان است و من هم سوء استفادهچي :دي/
البته از هركسي رانندگي را بهتر بلد بودم و احتياجي به تست و امتحان نداشتم.
موفق و پايدار باشيد.
محمد: پس برای گرفتن “عدم خلافی” هم دیگه مشکل نداری!
محمد: همیشه موقع درس خوندن کرمهای زیادی پا به عرصه وجود میگذارند، مثلا الان من کرم فیلم دیدن پیدا کردهام ولی تا بحال تونستم مقاومت کنم!
سلام همسایه …
بالاخره ماه هم که در اومد
دیگه مشکوک نباشید. حلول ماه قران هم بر شما مبارک…
با مطلب اورشلیم خانه ای برای همه بروزم. حضور سبزتون مایه ی خرسندی است.
یا حق….
قبلش پدرم ميگفت گواهينامه بگير با ماشين برو دانشگاه
بعدش پدرم ميگفت گواهينامه فقط مدركه، بايد مهارت به دست بياري بعد ماشين برو ببري
آخرش پدرم گفت اين ماشين كه به درد دانشگاه بردن نميخوره. انشاءالله با ماشين خودت ميري!
محمد: من به چنین مسئلهای برنخوردم، اما با توجه به شناختی که از خودم دارم فکر کنم که به آیندگانم چنین حرفی بزنم :)
حالا كه مجبوري پس نق نزن. نق زدن در ماه رمضان رو خدا فقط براي نوري ها آزاد گذاشته!!
راستي گواهينامه من دقيقا روز تولدم صادر شده ، كارتم پره از 5 و 6 !
چرا این گواهینامه انقدر واسه همه دردسر داره؟! من هم یه بار کاردکسم رو گم کردن…بعد هم مقوای گواهینامه تموم شد سه هفته دیر اومد برام! ولی ماجرای امتحان دادنم خیلی واسه خودم جذاب بود! در عرض سه سوت قبولم کرد. بقیه شو هم نمی گم آبروریزی می شه!
محمد: یکی از دوستام پس از 7 بار قبول شد، عجله کرد برای گرفتن و رفت پیش همین جناب سروان مذکور، رفیق ما رو بازوش جای عمل جراحی داره و اون روز تیشرت پوشیده بود، هیچی، جناب سروان میگه تو مشکل جسمی داری باید بری شورای پزشکی و شورا هم حکم به امتحان دوباره داد و رفیق ما 4 دفعه دیگه امتحان میده تا قبول شه!
الان سيستمشون بهتر شده! مصيبتي بود گواهينامه گرفتن دوراني!
نه پسر جان با خاك جنگل درستش كردم. عكس رو هم اگه انگولك كرده بودم اون لوله ي گاز كارگاه رو از پشتش حذف مي كردم.
محمد: داشتم چک میکردم تا ببینم دوربینت چیه، اثری از فوتوشاپ دیدم (شما بخون خطای دید) دوباره که چک کردم دیدم خبری نیست!
یکی اینکه حیا کن و اقدس وبلاگ موکسی را رها کن (: دیگه اینکه برای فوق اینجوری که نوشتی اگه 70 درصدش رو هم بخونی حتمن قبولی (: موذن نصف تو رو هم نخوند و قبول شد (: بهترین استادی هم که دیدم ناییج پور بود (: اون موقع که آبادگران کلارآباد رو کار می کردم هی به من گفت بیا بشین سر کلاسا و فوقت رو هم بگیر (: ولی خوب ما فوقش لیسانسیم (: یکی هم بود اسمش برزی بود ورزی بود نمی دونم ! دستیار ناییج پور بود . همه جا دنبالش بود . همیشه بر و بچ دانشگاه آزاد چالوس رو میاورد بازدید علمی کارگاه من ! شنیدم اونجا اوستاد شده الان ! دیدیش سلام برسون (:
محمد: امیدواریم برای ارشد زمانی بیشتر شد که دیدم بچههای دانشگاه اصلا به فکرش نیستند… این هم جالبهها! برم سر کلاس تحلیل نائیجپور بشینم، خودش هم کیف میکنه هم برای ارشد آماده میشم، شما هم ارشد بگیری بد نمیشهها میریم با هم دفتر مشاورین می زنیم! الان لیست دروس و استادها زیر دستمه و ورزی یا برزی یا شبیه اون ندیدم، شاید از آنهایی باشه که جای استاد اصلی برای کارهای عملی و نقشهبرداری میان! با اقدس هم هیچ رابطه نامشروعی نداشتم، فقط چون از تلفظش خوشم میومد، گفتم برای خنده بد نیست، حتی این سری آدرسم را هم عمدا پاک نکردم تا بیشتر بخندیم!
خلاصه خیلی آقایی
تازه با وبلاگتان آشنا شدم. خیلی خوب توصبف کردید. من هم بار اول قبول شدم و خیلی مکافات کشیدم!
محمد: نظر لطف شماست.
آجر پاره جان خوش به حالت من که 17 سالم باید چیکار کنم تا از ذست ماشین نداشتن دغ نکنم
محمد: غصه نخور قصهای است که باید همه پشت سرش بزارن!
نظر لطفتان است. همچنین ممنونم آقا محمد از اینکه سر زدید!
قبول دارم خیلی سخت است. یادم هست روز اولی که زدم همه گفتند بیشتر به صدای قایق شبیه است!!
من تازه وبلاگ نویسی رو شروع کردم
و برای ارتباط بیشتر با سایر وبلاگ ها
به آدرس شما لینک دادم
امیدوارم بی پاسخ نمونه
http://www.yashiphop.wordpress.com
(پست جالبی بود)
اووووووووووه چه مشقاتی را متحمل شدید در این فرایند …. داستان گواهینامه گرفتن من که واسه خودش شنیدنی است…واسه هرکی تعریف میکنم از این خرکی بودنش خنده اش میگیره :دی
محمد: خب در موردش بنویس تا ما هم فیض ببریم!
سلام
خاطره جالبي بود. واقعا كه چه مصيبتي كشيدي (-:
ای بابا داغ دل ما رو تازه کردی.من رتبه ی کنکورم اومده بود که رفتم آیین نامه امتحان دادم،از شانس بد افتادم و شدم سوژه ی خنده ی دوست و رفیق .می گفتن تو چطوری تو کنکور رتبه 1000 آوردی ولی تو آیین نامه افتادی؟
محمد: ما هم گیر داده بودیم به معلم ریاضیمان که دوبار سر آئین نامه رد شده بود!
[...] – بهترین خاطرهی زندگیت: داستان گرفتن تصدیق در موقع وقوع تلخ بود اما الان شده بهترین خاطره، در حالی [...]
من 17سال ونیم هستم می خوام گواهی بگیرم چه باید بکنم
سلام بچه ها من اسم امید کرامی از باقرآباد ورامین هستم راهناییم کنید که من پایان خدمت و گواهی تحصیلی ندارم چطوری گواهینامه بگیرم سنمم 23 ساله تو روبه قران راهنماییم کنید به این شماره تماس بگیرید بگید ممنون میشم ازتون یه جوری براتون جبران میکنم به خدا حتمتا به من جواب بدبدید دوستان با مرام؟