jump to navigation

اوستاکارای حقه‌باز سپتامبر 6, 2007

Posted by محمد in فنی مهندسی.
trackback

معمولا در پروژه‌های ساختمانی پس از لوله‌کشی تاسیسات، لوله‌کش سیستم را تست می‌کنه و پس از آن فرمی با نام «فرم تست مدار لوله‌کشی» را به کارفرما یا ناظر ساختمان می‌ده و تاییدیه می‌گیره که کار را بدون نقص تحویل داده و پس از امضا فرم توسط کارفرما دیگه لوله‌کش محترم خدا را بنده نیست و برای هر غلط اضافه، پول اضافه هم می‌خواد(تازه اگر برگرده و سر کار بعدی نره) مشکل اینجاست که درست پس از امضا فرم مربوطه، سیستمی که طی چند مرحله و تحت فشارهای متفاوت تست شده، نشتی پیدا می‌کنه و هزار درد و مرض دیگه! حالا مشکل از کجاست؟ یه مهندس ناظر داشتیم که عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران هم هست، کلکی را که اوستاکارا می‌زنند را به ما یاد داد و خیلی هم ساده است، اوستاکار محترم گیج فشارسنج را باز می‌کنه، فنرش را در میاره و عقربه را روی ماکزیمم ( مثلا 15 بار) فیکس می‌کنه، اونوقت اگر سیستم سوراخی به فراخی ماتحت … … هم داشته باشد، باز هم گیج چیزی را نشان نمی‌دهد! جالبه رفتیم به فشارسنج مدار سر زدیم و دیدیم که ای دل غافل اوستا کار مورد اعتماد ما که در مکتب اسرائیل، اوستا شده هم چنین حقه‌ای به کار برده، ولی خوشم اومد که زیرش نزد و رفت یک فشار سنج جدید خرید، اما اینجا از حقه دوم استفاده کرد، رفت فشارسنج تازه و سالم اما با ماکزیمم اگر اشتباه نکنم 6 بار آورد آن هم برای سیستمی که باید تحت فشار 15 بار قرار بگیره و افت فشاری کمتر از 0.6 بار داشته باشد، در اینصورت اگر افت فشاری برابر 9 بار هم داشته باشیم باز هم عقربه رو ماکزیمم قرار می‌گیره و اگر کسی سر سری به گیج نگاه کنه گول می‌خوره، خلاصه این فتنه هم قبل از کارگزاری فشارسنج جدید، کشف و خنثی شد، جالبه سیستم را با تمام استاندارد‌ها چک کردیم و جواب گرفتیم و نمی‌دانم که اوستاکار محترم برای چی به کار خودش شک داشت!

دیدگاه‌ها»

1. ... - سپتامبر 6, 2007

ta peymonkar nashi rahasho doros yad nemigiri dadash ! moghate ee kari asrare khasse khodesho dareh !

محمد: البته 6 ماه با یک پیمانکار کار کردم و این تجربه هم از همانجاست!

2. مرجان - سپتامبر 7, 2007

من اگه مي خواستم مث شما آقايون ( با قوميت خاص همين طرفها) و با اوصافي كه كردي بميرم مي گذاشتم براي محرم و صفر كه به قول تو هم ديه ام كامل بشه هم مردم تو كار پلو خورش باشن و مجلس چرب و چيلي باشه تا اگه زبونم لال تو اومدي به مجلس ختمم ، گله نكني كه چَه پِلا دَنيه!!
داستان اون دعواي 5 شنبه رو هم فهميدم ، حيف كه سيد محترم و متشخصي هستم وگرنه براي عرض توضيحات بيشتر، نوشهر مي رسيدم خدمتت.

3. مرجان - سپتامبر 7, 2007

از تو بعيد بود كه اين اوستا كار بلا رو به نوري ها وصل نكني!! يه نگاه به مداركش بنداز شايد مال اين طرفا باشه؟

محمد: این اوستای ما ترک خلخاله یا به قول خودش “خالخال” اما شاید بشه یه جورایی به نور ربطش داد، مثلا اون قسمت اسرائیلی ماجرا اطراف نور به وقوع پیوسته!!!

4. مطهره - سپتامبر 7, 2007

عجب کلکی !

5. مجازاتگر - سپتامبر 7, 2007

هركس در حرفه خود شيوه‌هايي براي گول ماليدن سر مردم را دارد. از ميوه فروش محل بگيريد كه خيارها را با روغن چرب مي‌كند تا مهندس نرا‌افزار كه نرم‌افزارهاي آپن رو تغيير داده و به نام خود منتشر مي‌كند.

محمد: بیچاره ما که باید همه این کلک‌ها را بلد باشیم تا سرمون کلاه نره

6. آمیر - سپتامبر 7, 2007

من که نفهمیددم!!خیلی تخصصی شد!

7. چشم غمگین - سپتامبر 7, 2007

خوب این پست خیلی فنی مهندسی بود و تو حیطه کاری من یکی نبود! :دی

8. رسول سيفي نيا - سپتامبر 7, 2007

مطمئنا اوستا کار در اسرائيل دوره نديده .

محمد: نه، ولی مدتها زیر دست مهندس‌های اسرائیلی در همین مازندران خودمون کار کرده و انصافا هم کار بلد هست.

9. hadi2411 - سپتامبر 7, 2007

خوشحال خواهم شد اگر rss مرا در وبلاگ خود بگنجانید

.WFeedTitle{font-family:tahoma;font-size:8pt;color:#003399;text-decoration:none;font-weight:600}.WFeedTitle:hover{color:#ff4400;}
.WFeed{font-family:tahoma;font-size:9pt;color:#003399;text-decoration:none;}.WFeed:hover{color:#ff4400;}

محمد: هادی جان شرمنده، وردپرس برخلاف بلاگفا قابلیت افزودن کد به قالب وبلاگ را نداره. راستی از ارتفاع بالای 2400 متر چه خبر؟ (ارتفاع را درست گفتم؟)

10. شیما - سپتامبر 8, 2007

سلام…جایی دیگه ای پیدا نکردم،مجبور شدم اینجا کامنت بذارم…بابت نظرتون ممنون…همینطور بابت لینک دادن به بلاگ 360 ام…

11. saeedtz - سپتامبر 8, 2007

ممنون که به وبلاگم سر زدین متنتون یه کم تخصصی بود متنای قبلیتو نگاه نکردم ببینم همیشه همینطور تخصصی مینویسی یا نه!!!

محمد: یعنی همین که به وردپرس اومدم باعث شده “آجرپاره” را فراموش کنی؟ بابا “آیس‌پک”، اینکه پرسیده بودی چطوری وبلاگت را شناختم، به قالب بلاگت گیر داده بودم.. به این سادگی یادت رفت؟
بعدش اینکه نه! فقط برای تنوع میان پست‌های خاله‌زنکی، مطالب نیمه تخصصی هم می‌نویسم که اشتباها این‌یکی دز فنی‌اش بالا رفت و به درد عامه نمی‌خوره!

12. كاوه - سپتامبر 8, 2007

سلام

مرسي كه به من سر زدي.
نميدونم از فيلم ببر و برف چه انتظاري داشتي كه انتظارت برآورده نشد. شايد انتظار داشتي يه فيلم اكشن از ژان رنو ببيني؟! (-:

در هر صورت اگه انتظار داشتي يه فيلم تو مايه هاي زندگي زيباست ببيني، موضوع فيلم چندان هم دور از انتظار نبود.

در هر صورت مرسي از نظرت.

موفق باشي.

محمد: نمی‌دانم به اینجور فیلم‌ها چه می‌گویند، رویایی؟ یا…؟ اما هرچه بود جزو دسته فیلم‌های مورد علاقه من نبود. اما نا گفته نماند که انتظارم را برآورده نکرد اما صحنه‌های تاثیرگذار خوبی داشت. البته همیشه افراد با شاهکارهاشون مقایسه می‌شوند که خوب طبیعی است اما عادلانه نیست.

13. ماكان - سپتامبر 8, 2007

خيلي خوبه كه تو هنوز فارغ التحصيل نشدي سابقه كار داري! ايول داداش!

محمد: خیال داشتم ادامه بدم اما یه روز استادی یکی از بچه‌ها را دعوا کرد که چرا کار اجرایی می‌کنه، “دانشجو فقط باید درس بخونه برای کسب تجربه وقت زیاده…” من هم دیدم راست می‌گه و بی‌خیال شدم.